مهریه‌ای که از جیب زن پرداخت شد

رئیس پلیس فتا استان سیستان و بلوچستان از دستگیری فردی خبر داد که مهریه همسر سابقش را از حساب وی پرداخت کرده بود.

به گزارش پلیس فتا، سرهنگ دوم علی سرحدی در تشريح اين خبر اظهار کرد: چندی پیش خانمی به پلیس فتا مراجعه و مدعی شد از حساب وی مبالغی برداشت شده که بلافاصله پرونده در دستور کار کارشناسان این پلیس قرار گرفت.

وی افزود: در بررسی‌های صورت گرفته متوجه شدیم شخص برداشت کننده غیر مجاز بانکی، همسر سابق شاکی بوده که چند سالی است زندگی مشترک آنان پایان یافته است.

سرهنگ سرحدی ادامه داد: متهم بلافاصله با حکم قضایی به پلیس فتا احضار شد، که در ابتدا منکر هرگونه عمل مجرمانه‌ای بود. اما پس از دیدن مستندات و ادله موجود در پرونده لب به اعتراف گشود و در خصوص نحوه برداشت از حساب و دلیل آن توضیح داد، با حکم قانون باید ماهانه مهریه همسرم را به حسابش واریز می‌کردم که با توجه به داشتن رمز اینترنتی حساب وی به صورت اینترنتی اقدام به برداشت از حسابش کردم و جهت پرداخت مهریه به خود وی پرداخت نمودم.

رئیس پلیس فتا استان سیستان و بلوچستان به شهروندان توصيه نمود‌: رمز حساب‌های بانکی خود را به صورت دوره‌اي تغيير دهيد و سعي كنيد از شماره‌هايي كه قابل حدس زدن هستند به عنوان رمز استفاده نكنيد.

وی با بیان اینکه اگر احیانا مجبور شدید رمز كارت عابر بانك خود را به فرد ديگري بسپاريد، پس از اتمام كار رمز اول و دوم خود را تغییر دهید، گفت: به هیچ وجه رمز اینترنتی و رمز دوم کارت بانکی خود را یکی و قابل حدس نگذارید.

هفت حقیقت علمی در مورد جدایی

هنگامی که عشق به بیراهه می‌رود پس‌لرزه‌های جدایی می‌تواند باعث فروپاشی زندگی افراد شود. دانشمندان اصرار دارند که هر پدیده‌ای را می‌توان از راه علم بررسی کرد و رویدادهای مربوط به زندگی مشترک نیز از این روال مستثنی نیستند. با دانستن این هفت حقیقت علمی در مورد جدایی شاید بتوانید از وقوع آن در زندگی خود پیشگیری کنید و یا راحت‌تر با آن کنار بیایید؛ همراه ما باشید.

جدایی نیز مانند دیگر روابط عاطفی از عوامل درهم تنیده‌ی بسیاری تشکیل شده است. چگونگی پاسخ افراد به این محرک‌ها در وهله‌ی اول به نگرش ما در مورد زندگی مشترک بستگی دارد، این نگرش از شاخص‌های متنوعی مانند رسانه‌ها، فرهنگ، اجتماع و از همه مهمتر تصویری که شخص از زندگی مشترک والدین خود دریافت کرده است، تشکیل می‌شود. در ادامه با حقایقی غم انگیز اما واقعی در مورد جدایی آشنا خواهید شد.

۱. جدایی قابل پیش‌بینی است
بسیاری از افرادی در حالی با فروپاشی زندگی مشترک مواجه می‌شوند که انتظار چنین رویدادی را نداشته‌اند، اما اگر از دوستان و نزدیکان آن‌ها سؤال شود خواهند گفت که دیر یا زود منتظر شنیدن این خبر بوده‌اند. بسیار غم انگیز است که دیگران زودتر از خود فرد از به بن‌بست رسیدن زندگی مشترک آگاه شوند، اما بدتر آن که حتی علم نیز می‌تواند جدایی شما را پیش‌بینی کند. در مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۰ در مجله‌ی روان‌شناسی به چاپ رسیده است از ۲۲۲ داوطلب تقاضا می‌شود نام شرکای زندگی خود را ذکر کرده و سپس دو کلمه که احساس می‌کنند به آن‌ها مربوط می‌شود را در ادامه بیاورند. سپس محققان آزمایشی را بر روی این افراد انجام دادند تا از احساسات درونی افراد پرده بر دارد، حتی احساساتی که برای خود فرد نیز غیر قابل تشخیص است. آن‌ها کلماتی مرتبط با زندگی مشترک را همراه با کلماتی مثبت مانند (هدیه) یا منفی مانند (مرگ) جفت کرده و به داوطلبان دادند و از آن‌ها خواستند تا اگر احساس مثبتی از آن کلمات به ذهنشان آمد دکمه‌ی مثبت و اگر منفی بود دکمه‌ی منفی را فشار دهند.

ایده‌ی پشت این آزمایش این است که اگر داوطلب احساس مثبتی نسبت به کلمه‌ای که در مورد شریک زندگی خود می‌شنود داشته باشد، وقتی آن کلمه با کلمه‌ی مثبت دیگری جفت شده باشد سریعتر دکمه‌ی مثبت را فشار خواهد داد و بالعکس، اگر داوطلب احساس منفی داشته باشد وقتی آن کلمه با کلمه‌ی منفی دیگری جفت می‌شود سریعتر دکمه‌ی منفی را فشار خواهد داد. این آزمایش مشخص کرد افرادی که کلمات مرتبط با شریک زندگیشان را سریعتر به کلماتی منفی پیوند زده‌اند و دکمه‌ی منفی را فشار داده‌اند احتمال جداییشان در یک سال پیش رو بیشتر از افرادی است که کلمات مرتبط با شریک زندگیشان را به کلمات مثبت پیوند زده‌اند. محققان دریافتند که نتیجه‌ی این آزمایش حتی در مورد رضایت از زندگی مشترک و وجود مشکلات زناشویی نیز به خوبی صدق می‌‌کند. این آزمایش نشان می‌دهد اولین لرزه‌های منجر به فروپاشی زندگی مشترک در نگرش افراد به شریک زندگی رخ می‌دهد، حتی اگر خود فرد از این تغییر بی‌خبر باشد یا قادر و مایل به قبول آن نباشد.

۲. جدایی از فروپاشی هویت افراد سرچشمه می‌گیرد
هرچقدر تعهد یک زوج به زندگی مشترک بیشتر باشد، طرز فکر و احساس هرکدام از آن‌ها بیشتر شبیه به شریک زندگیشان خواهد بود. بر طبق تحقیقی که در مجله‌ی بولتن روانشناسی اجتماعی و شخصیت در سال ۲۰۱۰ به چاپ رسید، مجموعه‌ای از مطالعات بر روی نظر سنجی‌ها و خاطرات روزانه نشان دادند که جدایی می‌تواند باعث اختلال در احساسی که فرد از خود دارد نیز بشود. دانشجویان کالج که به تازگی از شریک خود جدا شده بودند بیشتر از کلماتی مانند اشتباه و سردرگم در خاطرات روزانه‌ی خود استفاده می‌کردند. همچنین دانشمندان متوجه شدند که این افراد در زندگی خود اضطراب بیشتری نسبت به افرادی که با شکست رابطه مواجه نشده‌اند دارند. این تحقیق به مدت ۶ ماه و با پرسش‌نامه‌هایی که هر هفته به دانش آموزان داده میشد انجام گرفت، مشخصاً افرادی که کمتر احساس روشنی در مورد خود داشتند، با اضطراب بیشتری پس از جدایی مواجه شده بوند. محققان می‌گویند یافتن شریک زندگی نه تنها به کامل شدن زندگی دو نفر منتهی می‌شود بلکه باعث کامل شدن نیمی از شخصیت آن دو نیز خواهد شد؛ وقتی زندگی مشترکی به پایان می‌رسد، تجربه‌ی جدایی نه تنها دردی است که از دست دادن همسر و تنهایی به زندگی وارد می‌کند، بلکه ناشی از تغییری است که در شخصیت انسان شکل می‌گیرد.

۳. تنهایی می‌تواند مفید باشد
زمانی که محققان از برخی از داوطلبان درخواست کردند در جلساتی فشرده به یادآوری احساسات خود درباره‌ی جدایی بپردازند متوجه شدند که این افراد از لحاظ روحی سریعتر از افرادی که فقط در چند جلسه‌ی کوتاه شرکت کرده بودند بهبودی به دست آوردند. در نگاه اول ممکن است به نظر برسد بارها یادآوری چنین شکستی در تنهایی مضر بوده و به ضربه‌ی بیشتری به روحیه‌ی فرد منتهی شود اما در‌واقع این یادآوری به مرحله‌ای از بازتاب شخصیت درونی منتهی می‌شود که به فرد برای پشت سر گذاشتن آنچه اتفاق افتاده است و بازیابی شخصیت خود کمک می‌کند.

۴. اما نه کناره گیری بیش از حد
فکر کردن در مورد جدایی ممکن است مفید باشد اما نباید به حدی باشد که خودمان را شکنجه بدهیم. تحقیقات نشان می‌دهند که مرور وسواسی خاطرات گذشته در شبکه‌های اجتماعی ایده‌ی خوبی نیست. در مطالعه‌ای که بر روی ۵۰۰ زن در سنین دانشجویی انجام گرفت، محققان متوجه شدند کسانی که زمان بیشتری را صرف چک کردن صفحه‌ی فیسبوک شریک سابق خود می‌کنند بیشتر در معرض پریشانی، منفی بافی و اشتیاق برای بودن با او دچار می‌شوند و همچنین احتمال رشد شخصیت و رسیدن به ثبات در آن‌ها کاهش می‌یابد. البته برای محققان سخت است بگویند رسانه‌های اجتماعی مانند فیسبوک عامل پریشانی و ناراحتی می‌شوند، اما طبق مطالعات منتشر شده در مجله‌ی Cyberpsychology در سال ۲۰۱۲ به اطمینان می‌توان گفت که هیچ نشانه‌ای از کمک به افراد توسط این رسانه‌ها مشاهده نشده است.

همچنین حذف شریک سابق زندگی از لیست دوستان نیز می‌تواند به همان اندازه‌ی تحت نظر داشتن بی اندازه‌ی وی در این شبکه‌های مضر باشد. این مطالعه نشان داد که قطع کامل ارتباط و بستن تمام درها به روی شریک سابق زندگی می‌تواند به جذاب شدن وی و زندگی‌اش، که اکنون در غباری از رمز و راز قرار گرفته است منتهی شود. بنابراین محققان عقیده دارند ملاقات‌های گاه و بی گاه و حتی کسل کننده شریک سابق زندگی نتیجه بهتری به همراه خواهد اشت.

۵. جدایی سخت است
اگر نمی‌توانید به راحتی به جدایی تن در دهید خود را سرزنش نکنید، با توجه به پژوهشی که در سال ۲۰۱۰ در مجله‌ی فیزیولوژی اعصاب به چاپ رسید جدا شدن از یک رابطه‌ی رمانتیک بی‌شباهت به درد ناشی از ترک اعتیاد نیست. در این تحقیق افرادی جمع‌آوری شدند که به تازگی جدا شده اما هنوز نسبت به شریک سابقشان احساس محبت داشتند. محققان این افراد را تحت اسکن مغزی قرار دادند و در حین اسکن عکس‌هایی از شریک سابق زندگی همراه با تصاویری از باقی دوستان و آشنایانشان نشان دادند. اسکن‌ها نشان دادند زمانی که این افراد به تصاویر عشق از دست رفته‌ی خود نگاه می‌کنند منطقه‌ای از مغز به نام Ventral Tegmental که در مغز میانی قرار دارد فعال می‌شود. این قسمت همان منطقه‌ای است که هنگامی که عشق یا انگیزه‌ی زیاد و پاداش در کار باشد فعال می‌شود. مناطق انگیزه و پاداش دیگر از جمله Nucleus Accumbens در جلوی مغز که همگی جزو مناطق اعتیاد محور محسوب می‌شوند نیز فعالیت بیشتری از خود نشان می‌دهند. خبر خوب این است که فعالیت این مناطق با‌گذشت زمان کمرنگ خواهند شد. محققان می‌گویند هر چقدر این فعالیت زیاد باشد و سرسختانه زندگی را درگیر خود کند، در نهایت با‌گذشت زمان فرد به زندگی عادی خود باز خواهد گشت.

۶. بر اساس جنسیت تجربه‌ها متفاوت خواهند بود
هرکسی می‌تواند دل‌شکستگی را تجربه کند اما چگونگی این تجربه‌ی به جنسیت شما وابسته خواهد بود. بر طبق مطالعه‌ای که سال ۲۰۱۵ در مجله‌ی علوم تکاملی رفتاری به چاپ رسید زنان سطح درد عاطفی، اندوه و حتی درد فیزیکی بیشتری را پس از جدایی نسبت به مردان احساس می‌کنند. اگر میزان این ناراحتی را در مقیاس ۱۰ نقطه از درد حساب کنیم، غم و اندوه زنان پس از جدایی ۶.۸۴ امتیاز را به طور متوسط به خود اختصاص خواهد داد در حالی که در مردان این میزان ۶.۵۸ است. بیشتر از پنج هزار نفر از ۹۶ کشور در این مطالعه شرکت کرده‌اند.

۷. ممکن است به آن بدی که فکر می‌کنید هم نباشد
با اینکه جدایی آسان نیست اما اغلب آن را بیش از حد بزرگ می‌کنیم. غالباً مردم پس از جدایی در گفتن احساس خود به دیگران و همچنین به روز رسانی‌ها در شبکه‌های اجتماعی زیاده روی می‌کنند. بر طبق مطالعه‌ای که سال ۲۰۰۸ در مجله‌ی روانشناسی تجربی اجتماعی به چاپ رسید، محققان بر روی ۷۰ فرد تحقیقی طولانی انجام دادند و از آن‌ها خواستند هر هفته به سؤالاتی پاسخ دهند. در برخی از این سؤالات آمده بود که اگر رابطه‌ی فرد ناگهان به پایان برسد انتظار دارد در چه مدت به حالت عادی خود بازگردد و بهبود بیابد. این دانشجویان به طور متوسط انتظار داشتند ۲۰ هفته طول بکشد تا بتوانند به شرایط عادی خود بازگردند؛ در میان این افراد رابطه‌ی ۲۶ نفر در طول مطالعه به جدایی انجامید که به طور متوسط حدود ۱۰ هفته تا بهبودی کامل آن‌ها طول کشید. محققان می‌گویند در‌واقع پریشانی واقعی افراد پس از جدایی بسیار کمتر از چیزی است که فکر می‌کنند. محقق ارشد این پژوهش آقای پل ایستویک از دانشگاه نورث وسترن در باره‌ی علت این رفتار می‌گوید:

هنگامی که پیش‌بینی های خود را از زندگی پس از جدایی شکل می‌دهید، به چیزهای مثبتی که ممکن است به زودی برایتان اتفاق بیفتد فکر نمی‌کنید.

امکان یا عدم امکان افزايش يا كاهش مهريه پس از عقد

 

امکان یا عدم امکان افزايش يا كاهش مهريه پس از عقد

با ابطال قسمتی از بند 151 مجموعه بخشنامه‌های ثبتی؛ امکان افزایش مهریه به شرط تنظیم سند رسمی منتفی شد. هیئت عمومی دیوان عدالت اداری قسمت (ب) بند 151 مجموعه بخشنامه‌های ثبتی را ابطال کرد.

متن رأی هیئت عمومی دیوان مذکور و گردشکار موضوع شکایت که در صفحه 4 روزنامه رسمی شماره 18809 ـ 5/7/1388 چاپ و منتشر شده به شرح زیر است؛

رأی شماره 488 هیئت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص ابطال قسمت (ب) بند 151 مجموعه بخشنامه های ثبتی

تاریخ: 15/6/1388             شماره دادنامه: 488                  کلاسه پرونده: 87/516

مرجع رسیدگی: هیئت عمومی دیوان عدالت اداری.

شاکی: آقای حسن میرزاطلوعی.

موضوع شکایت و خواسته: ابطال قسمت (ب) بند 151 مجموعه بخشنامه‌های ثبتی.

مقدمه: شاکی به شرح دادخواست تقدیمی اعلام داشته است، سازمان ثبت اسناد و املاک کشور در قسمت (ب) بند 151 بخشنامه‌های ثبتی مقرر داشته، چنانچه به علل مختلف زوج در مقام ازدیاد مهریه زوجه برآید، این عمل باید به موجب اقرارنامه رسمی صورت گیرد که در دفترخانه اسناد رسمی به ثبت برسد. دفاتر اسناد رسمی به استناد همین بخشنامه با تنظیم اقرارنامه ثبتی به طور غیرشرعی مهریه‌ها را افزایش می‌دهند که اغلب موجب تزلزل ارکان خانواده‌ها و ارزش‌های آن را فراهم می‌سازد. با عنایت به اینکه مهریه از فروعات عقد بوده و بر‌اساس قوانین شرع مقدس اسلام، هرگونه افزایش در میزان مهریه مستلزم فسخ نکاح و جاری شدن مجدد صیغه عقد دائم و تحقق ایجاب و قبول طرفین می‌باشد، بخشنامه مذکور مغایر موازین شرعی است. لذا به علت این مغایرت تقاضای ابطال آن را دارد.

سرپرست دفتر حقوقی و امور بین‌الملل سازمان ثبت اسناد و املاک کشور در پاسخ به شکایت مذکور طی نامه شماره 129703/87 مورخ 19/12/1387 ضمن ارسال تصویر نامه شماره 116301/87 مورخ 30/11/1387 اداره کل امور اسناد و سردفتران اعلام نموده‌اند، با عنایت به مفاد نامه مذکور و همچنین قسمت (ب) از بند 151 مجموع بخشنامه‌های ثبتی تا اول مهر ماه سال 1365 که اشعار می‌دارد، « چنانچه به علل مختلف زوج در مقام ازدیاد مهریه زوجه برآید این عمل باید به موجب اقرارنامه رسمی صورت گیرد که در دفترخانه اسناد رسمی به ثبت می‌رسد…» و مستنداً به ماده 190 قانون مدنی قصد طرفین و رضایت آنها جهت کاهش و یا افزایش مهریه شرط اقدام نمایند. در نامه اداره کل امور اسناد و سردفتران سازمان ثبت نیز چنین آمده است، قسمت (ب) بند 151 مجموعه بخشنامه‌های ثبتی، ماهیتاً براساس اصل آزادی اراده انسان‌ها و قاعده « الناس مسلطون علی اموالهم» با در نظر گرفتن اینکه مهریه در عقد دائم از ارکان عقد نیست و همچنین با رعایت شرایط ماده 190 قانون مدنی تنظیم یافته است و نه درجهت حکم به افزایش مهریه پس از تنظیم عقد کما اینکه زوجین با استفاده از همین اصل و قاعده، بعضاً در جهت کاهش میزان مهریه ما فی‌القباله فی‌مابین خود پس از عقد نیز اقدام می‌نمایند و منع و جلوگیری از اعمال چنین حقوق مسلمی، مـغایر با مبانی محرز و شنـاخته شده مذکور است، هرچند که این حقوق را می‌توان به نحو بیع یا صلح هم اعمال نمود. لذا قسمت (ب) بند 151 مجموعه بخشنامه‌های ثبتی با قوانین و مقررات موضوعه مغایرت ندارد. دبیر محترم شورای نگهبان در خصوص ادعای خلاف شرع بودن قسمت (ب) بند 151 مجموعه بخشنامه‌های ثبتی، طی نامه شماره 35079/30/88 مورخ 12/5/1388 اعلام داشته‌اند، مهریه شرعی همان است که در ضمن عقد واقع شده است و ازدیاد مهر بعد از عقد شرعاً صحیح نیست و ترتیب آثار مهریه بر آن خلاف موازین شرع شناخته شد. هیئت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ فوق با حضور رؤسا و مستشاران و دادرسان علی‌البدل شعب دیوان تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاوره با اکثریت آراء بـه شرح آتی مبادرت بـه صدور رأی می‌نماید.

رأی هیئت عمومی

به شرح نظریه شماره 35079/30/88 مورخ 12/5/1388 فقهای محترم شورای نگهبان « مهریه شرعی همان است که در ضمن عقد واقع شده است و ازدیاد مهر بعد از عقد شرعاً صحیح نیست و ترتیب آثار مهریه بر آن خلاف موازین شرع شناخته شد.» بنابراین جزء (ب) از قسمت 151 بخشنامه‌های ثبتی که نتیجتاً مبین امکان افزایش مهـریه به شرط تنظیم سند رسـمی است، مستنداً به قسمت دوم اصل 170 قانون اساسی جمهـوری اسلامی ایران و ماده 41 قانون دیوان عدالت اداری مصوب 1385 ابطال می‌شود.

 هیئت عمومی دیوان عدالت اداری

معاونت قضایی دیوان عدالت اداری ـ رهبرپور

البته بسیاری از حقوق دانان اعتقاد دارند ضمانت‌های اجرایی و حقوق مهریه غیرقابل افزایش است و پس از عقد نکاح، زوجین می‌توانند توافق کنند که زوج مبالغ دیگری مازاد بر مهریه به زن پرداخت کند، اما این توافق آثار مهریه را ندارد و مثل یک دین به حساب می آید. مثلا؛ این توافق موجب “حق حبس” و عدم تمکین زوجه نیست و صرفاً یک بدهی مانند هر بدهی دیگر خواهد بود و به‌محض پرداخت “مهریه” که به‌هنگام عقد نکاح بدان اشاره شده، زوج دراین‌باره تکلیف و تعهد خویش را اجرا کرده است.

ثبت ساعتی ۱۹ طلاق در کشور

معاون دفتر سلامت خانواده وزارت بهداشت گفت: در سال ۹۳ به ازای هر ساعت ۱۹ طلاق در کشور ثبت شد و متاسفانه ۸۰ درصد مطلقه‎های کشور زیر ۳۰ سال هستند.

به گزارش ایسنا، محمد اسلامی در همایش “ازدواج و سلامت در جوانان” در سخنانی پنج سال اول زندگی را حساس ترین دوران دانست و افزود: ۵۰ درصد طلاق ها در این دوره اتفاق می افتد و نیاز به مراقبت خانواده ها و کسب مهارت های لازم احساس می شود .

وی تاکید کرد: چیزی که جامعه از ازدواج باید به دنبال آن باشد آرامش و سکونی است که در بین زوجین به وجود می آید و با تشویق افراد به ازدواج به دلیل وجود زمینه های بهبود شاخص سلامت می توان به سلامت جامعه کمک کرد.

وی با بیان اینکه ازدواج بر بهبود سلامت روان و اجتماعی اثر می گذارد اضافه کرد: ازدواج از بدو وجود انسان به شکل های مختلف وجود داشته است و پدیده جدیدی نیست. دختران و پسران اگر امید به آینده داشته باشند و امید به اینکه با ازدواج به وضعیت بهتری خواهند رسید، این امید منجر به تشکیل خانواده و ازدواج جوانان می شود.

معاون اجرایی دفتر سلامت جمعیت و خانواده وزارت بهداشت تاکید کرد: والدین باید امید را برای تشکیل خانواده و ازدواج در بین جوانان بوجود آورند.

وی دعوا و جر و بحث در خانواده را یکی از دلایل فراری بودن فرزندان از ازدواج دانست و اضافه کرد: ازدواج و تشکیل خانواده جلوی ناهنجاری و آسیب های اجتماعی موجود در جامعه را می گیرد. براساس نتایج بررسی های انجام شده، افراد متاهل نسبت به مجردان از سلامت عمومی بالایی بر خوردارند. افراد مجرد بیشتر دچار افسردگی، اختلال در خواب، اختلال در کارکرد اجتماعی می شوند.

وی با بیان اینکه ازدواج در ارتقای شاخص سلامت عمومی جامعه نقش بسزایی دارد افزود: توان مالی افراد با ازدواج افزایش پیدا می کند زیرا به علت احساس مسئولیت منابع مالی خود را در مسیر مشخص استفاده می کند.

اسلامی علت بالا رفتن سن ازدواج را بالا بودن سطح توقعات، مهریه های سنگین، ازدواج های پر هزینه، بی توجهی به مسایل اخلاقی، فاصله فرهنگی خانواده ها، بالا رفتن سن تحصیلات دختران، آزادی بیش از حد جوانان و نداشتن مسکن دانست.

آیا 110 سکه سقف مهریه است؟

ناآگاهی مردم از مسائل قضایی و حقوقی در سطح جامعه باعث تشکیل پرونده‌های قضایی غیرضروری، سردرگمی مردم در محاکم قضایی و درنهایت افزایش جمعیت کیفری زندان‌ها شده است، به همین خاطر ارتقای سطح آگاهی‌های حقوقی، ضمن صرفه‌جویی در وقت و هزینه مردم، بار دستگاه قضایی را نیز کاهش خواهد داد.

آشنایی خانواده ها برای ازدواج فرزندان، از آن رویدادهایی است که نیاز به آگاهی های حقوقی دارد. باورهای غلط و بی اطلاعی از قلمرو حقوقی روابط به اختلاف و گاه طرح شکایت هایی منجر می شود که حتی ممکن است از همان مراحل ابتدایی آشنایی و خواستگاری آغاز شود.

عقد نکاح موقت و دائم، مهریه، نفقه، حضانت و دیگر وقایع حقوقی، دارای تبعاتی است که بی اطلاعی خانواده ها، زمینه دردسرهای بزرگ و حضور در دادگاه ها را فراهم می کند.

مهریه تکریمی است که خداوند برای زن قائل شده تا این گوهر خلقت با میزان استطاعت مردان دارای ارزش مادی و معنوی شود. قرآن کریم میزانی برای مهر تعیین نکرده است. تعیین مهریه متعارف در سال های اخیر در میدان رقابت خانواده ها رنگ باخته و جایگاه معنوی خود را در برق سکه ها از دست داده است.

براساس اعلام معاونت فرهنگی قوه قضاییه و طبق قانون حمایت از خانواده اگر زوج از پرداخت مهریه تا میزان ۱۱۰سکه تعیین شده امتناع کند، مشمول ماده ۲ قانون نحوه اجرا محکومیت های مالی می شود مگر این که ناتوانی مالی وی ثابت شود و در بیش از ۱۱۰ سکه اصل بر عدم توانایی زوج است مگر با معرفی اموال، این توانمندی در پرداخت مشخص شود.

برخلاف این عقیده که مهریه بالا عامل بازدارنده طلاق یا جبران کننده خسارات ناشی از زندگی مشترک و نیز پشتوانه مالی زنان است، می توان آن را به عنوان مهم ترین عامل بی اعتمادی و بدبینی مرد و سردی او در نگاه حسابگرانه خانواده همسر دانست. تفاهم، سازگاری و گذشت اگر حلقه مفقوده باشد هیچ مهریه بالایی مانعی برای ترک زندگی نیست، همان طور که مهریه پایین، انگیزه ای برای بهانه جویی مردان در ترک زنان عاشق زندگی نیست.

معیار قانون، تعیین سقف مهریه تا ۱۱۰ سکه
هرگاه مهریه در زمان وقوع عقد تا ۱۱۰ سکه تمام بهارآزادی یا معادل آن باشد، وصول آن مشمول مقررات ماده(۲) قانون اجرای محکومیت های مالی است یعنی زن براساس قانون می تواند این میزان مهریه را مطالبه کند و در صورت عدم پرداخت، دادگاه می تواند با نظر زن، مرد را بازداشت کند و اما حالت دوم مساله این است که چنانچه مهریه، بیشتر از این میزان باشد درخصوص مازاد، فقط توانایی مالی مرد ملاک پرداخت است که در صورت عدم توانایی مرد، مهریه بیش از ۱۱۰ سکه مشمول قانون اجرای محکومیت های مالی نبوده و حبس مرد را در پی نخواهد داشت. به این ترتیب که اموال باید معرفی و مهریه از آن وصول شود.

نحوه وصول مهریه و مستثنیات دین
البته برخی از اموال محکومین مالی در هنگام اجرای حکم، از شمول توقیف برای پرداخت بدهی مالی به شرح زیر مستثنی شده است.

* مسکن مورد نیاز بدهکار و افراد تحت تکفل وی با رعایت شئون عرفی و به شرط سکونت در آن

* وسیله نقلیه شخصی موردنیاز متناسب با شأن بدهکار

* اثاثیه مورد نیاز زندگی برای رفع حوائج ضروری بدهکار و خانواده و افراد تحت تکفل وی

* وسایل و ابزار کار

به طور خلاصه فارغ از امر مستثنیات دین، از مصادیق معرفی اموال، می تواند بخشی ازحقوق افراد حقوق بگیر (مستخدمان دولتی یا بخش خصوصی) باشد. افراد تا زمانی که بدهی خود را پرداخت نکرده باشند هرگونه اموالی که بدست بیاورند اعم از ملک، ماشین، حساب بانکی یا هرچیزی که قابلیت توقیف را داشته باشد، دادگاه به محض معرفی و درخواست مال از سوی زن در جهت توقیف مال و استیفای بدهی اقدام خواهد کرد.

در نتیجه برخلاف تصور برخی افراد، مهریه بیش از ۱۱۰ سکه بخشوده نمی شود، اما برای مرد حبس به دنبال ندارد. عدم شمول قانون اجرای محکومیت های مالی در مازاد بر ۱۱۰ سکه به این معنی نیست که در صورت دستیابی به اموال مرد نتوان مهریه را وصول کرد.

آیا می توان بعد از وقوع عقد میزان مهریه را افزایش داد؟
افزایش ثانوی مهریه مورد استناد نیست. زیرا بر اساس اصل کلی اگر در نکاح دائم مهر ذکر نشده یا عدم مهر شرط شده باشد نکاح صحیح است و طرفین می توانند بعد از عقد مهر را به رضایت معین کنند. ولی صحبت در جایی است که در موضوع مهریه تعیین شده بخواهد افزایشی پیدا شود. به این معنا که بعد از وقوع عقد و ثبت مهریه، طرفین تصمیم به افزایش مهریه می گیرند و حتی اقرارنامه ای تنظیم و توضیحاتی اضافه می شود. این شرایط جدید نمی تواند به عنوان مهریه اصلی تلقی شود در واقع افزایش بعدی یک تعهد است و عنوان و امتیازات مهریه را ندارد.

ماده 29 قانون حمایت خانواده

الزامات ماده 29 قانون حمایت خانواده

ماده 29 قانون حمایت خانواده می‌گوید: «دادگاه هنگام طلاق زوجین، ضمن رأی خود با توجه به شروط ضمن عقد و مندرجات سند ازدواج، تکلیف جهیزیه، مهریه و نفقه زوجه، اطفال و حمل را معین و همچنین اجرت‌المثل ایام زوجیت طرفین مطابق تبصره ماده (۳۳۶) قانون مدنی تعیین و در مورد چگونگی حضانت و نگهداری اطفال و نحوه پرداخت هزینه‌های حضانت و نگهداری تصمیم مقتضی اتخاذ می‌کند.»

برای بررسی این ماده و موارد مندرج در آن از قبیل جهیزیه، مهریه، نفقه و اجرت‌المثل، با احمد فتحی، حقوقدان، وکیل دادگستری، گفت‌وگویی انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید:

بر اساس ماده 29 قانون حمایت خانواده، هنگامی که دادگاه به طلاق حکم می‌دهد، بر اساس شرایطی که در عقدنامه درج شده است و به آن شروط ضمن عقد گفته می‌شود، باید تکلیف جهیزیه، مهریه و نفقه زوجه و نیز هزینه زندگی کودکان و حتی جنینی که در رحم زن است و هنوز متولد نشده است را معین کند.

  تعیین اجرت‌المثل برای زن 

همچنین این ماده، به ماده 336 قانون مدنی نیز اشاره و مطرح می‌کند که هرگاه کسی کاری را برای دیگری انجام دهد، باید اجرت کار خود را دریافت کند. مگر اینکه اثبات شود که او برای انجام رایگان این کار، تمایل داشته است. در غیر این صورت باید حق‌الزحمه کار خود را دریافت کند. بر همین مبنا نیز برای یک زن در مدت زندگی او با مرد، اجرت‌المثل یا حق‌الزحمه تعیین شده است.

البته درباره اجرت‌المثل یا حتی مهریه، نوع نگاه من این است که چنین مواردی در یک مناسبت کالایی جایگاه پیدا می‌کند و در مناسبت عشق در برابر عشق و مهرورزی در برابر مهرورزی، مواردی مانند اجرت‌المثل یا حتی مهریه نمی‌تواند جایگاه مناسب فرهنگی داشته باشد.

دیدگاهی نیز وجود دارد که می‌گوید مهریه تضمین‌کننده آینده زنی است که ممکن است زندگی خانوادگی او به سرانجام مطلوبی نرسد و بنابراین بهتر است تأمینی داشته باشد. به‌خصوص در مواردی که ساز و کارهایی هم در جامعه وجود نداشته باشد تا از زنان بدون همسر یا فاقد دارایی مناسب، در صورت نبود شغلی که تأمین‌کننده معیشت آنها باشد، حمایت کند.

  اعاده جهیزیه به زن در صورت جدایی

درباره جهیزیه که زن بر اساس عرف ایران پس از ازدواج به منزل شوهر می‌آورد، نیز باید گفت اگر زندگی مشترک به سامان نرسد، این وسایل باید دوباره به او بازگردانده شود. حال اگر اشیایی که زن به خانه شوهر آورده، بر اثر استفاده یا مرور زمان دچار صدماتی شده و کمیت یا کیفیت آن، کاهش یابد، در این صورت آیا آنچه موجود است، باید دوباره به همان صورت به زن داده شود یا اینکه ارزش روز این اشیا ارزیابی شده و معادل آن در اختیار زن قرار گیرد؟ پاسخ این است که بر اساس رویه موجود، اقلامی که زن با خود به منزل شوهر آورده است با وضعیت موجود به او مسترد می‌شود.

موضوع مهریه نیز در دهه‌های اخیر شکل غیرمنطقی به خود گرفته است، به عنوان مثال در مواردی مهریه بر اساس تاریخ تولد تعیین می‌شود که غیرمنطقی است و با شرایط مالی مردان تناسبی ندارد. به همین دلیل زندگی‌های مشترکی که ناکام مانده و در آن برخی زنان برای وصول مهریه خود اقدام می‌کنند، موجب شده است که برخی مردان به دلیل ناتوانی از پرداخت مهریه به حبس محکوم شوند که این نیز منصفانه و منطقی نیست.

  لزوم تعیین مهریه متناسب با توانایی مالی مرد

به هر حال مهریه باید متناسب با توانایی مالی مرد تعیین و از شکل غیرمنطقی خارج شود و مواردی مانند تاریخ تولد ملاک تعیین آن نباشد. البته رویکردی در برخی زنان تحصیل‌کرده وجود دارد مبنی بر اینکه مایل به درج مهریه در عقدنامه نیستند. تلقی آنها این است که آنچه در ازدواج شکل می‌گیرد، یک مناسبت عاطفی عشق در برابر عشق است و به عنوان مثال چند شاخه گل را به عنوان مهریه خود تعیین می‌کنند که چنین رویکردی گسترش پیدا نکرده است.

البته مکانیزم‌هایی برای این زنان وجود دارد و در شرایطی که زن تمایلی به داشتن مهریه ندارد، می‌تواند تضمین‌هایی مانند حق طلاق، حق سفر به داخل یا خارج از کشور، حق انتخاب مسکن، حق نگهداری فرزندان، حق تحصیل و حق کار را ضمن عقدنامه یا در سند دیگری در نظر بگیرد. به این موارد می‌توان حق تقسیم اموال مشترکی که بعد از ازدواج به دست می‌آید را نیز اضافه کرد. به این معنا که زن یا مرد می‌توانند شرط کنند که اگر بعد از ازدواج اموالی را به دست آورند در صورت جدایی میان آنها تقسیم شود که این اقدام می‌تواند جایگزین مناسب برای مهریه برای زنانی باشد که نمی‌خواهند رقم ریالی یا تعدادی سکه را به عنوان مهریه در عقدنامه خود درج کنند.

  تأثیر موقعیت اجتماعی زوجین در تعیین نفقه و اجرت‌المثل

معمولا دادگاه‌ها رقمی را به عنوان اجرت‌المثل تعیین می‌کنند. در این خصوص این پرسش مطرح می‌شود که دادگاه چگونه به این نتیجه می‌رسد که مرد باید چه مبلغی را به عنوان نفقه یا اجرت‌المثل بپردازد؟ در پاسخ باید گفت وضعیت مالی یک مرد، موقعیت اجتماعی مرد و زن و منطقه محل زندگی آنها در تعیین نفقه یا اجرت‌المثل موثر است.

ممکن است در مورد نفقه یا حق‌الزحمه دو زن همسان، نفقه متفاوت تعیین شود یعنی در حالی که هر دو زن، هم‌سن و سال و جوان، دارای تحصیلات مشابه و برخوردار از زیبایی و وضعیت فیزیکی مشابه هستند اما در دو منطقه متفاوت و در دو موقعیت طبقاتی متفاوت زندگی می‌کنند که همه این موارد در تعیین نفقه و حق‌الزحمه موثر است. به طور معمول دادگاه تعیین این موارد را بر عهده کارشناس می‌گذارد البته به طور طبیعی اگر هر یک از این دو نفر ایرادی به نظر کارشناس بداند، می‌تواند به آن اعتراض کند.

  توجه به مصلحت کودکان در تعیین سرپرست

نکته‌ای که در خصوص فرزندان مشترک و نگهداری از آنها در این ماده به نظر می‌رسد، این است که با وجود آنکه به اعتقاد قانون‌گذار در صورت جدایی والدین، فرزند دختر و پسر تا 7 سالگی در اختیار مادر و پس از 7 سال در اختیار پدر قرار می‌گیرند، اما نباید نگاه خشک و یک‌سویه به این قانون داشت. بلکه صرفاً باید به مصلحت کودکان توجه کرد که آیا زندگی آنها در کنار مادر یا پدر، به رشد متناسب آنها کمک می‌کند؟ اگر دادگاه به صورت علمی و بی‌طرفانه تشخیص دهد که حضور فرزندان در کنار مادر به آنها آرامش بیشتری می‌دهد، حتی بعد از 7 سال باید رای به حضور آنها در کنار مادر دهد یا بالعکس.

نکته‌ دیگری که در ماده 29 قانون حمایت خانواده وجود دارد، این است که اگر یک زن بدون مطالبه حقوق مالی خود مایل به طلاق باشد، هر گاه بدون دریافت حقوق مذکور به ثبت طلاق رضایت دهد، می‌تواند پس از ثبت طلاق برای دریافت این حقوق از طریق اجرای احکام دادگستری مطابق مقررات مربوط اقدام کند.

  ایراد ماده 29 قانون حمایت خانواده

این ایراد متوجه ماده 29 قانون حمایت خانواده است که راه نزاع را نمی‌بندد و آن را باز می‌گذارد. در حالی که بهتر است دادگاه هنگام صدور حکم طلاق، تکلیف همه جوانب مربوط به زن و شوهر را روشن کند تا دادگاه‌ها با این حجم عظیم پرونده‌ها مواجه نشوند.

در مورد اعتراض‌هایی نیز که زوجین می‌توانند به احکام دادگاه‌ها داشته باشند، برخلاف بسیاری از دعاوی که در دادگاه بدوی و تجدیدنظر باید تکلیف روشن ‌شود، برای طلاق در قانون سه مرحله دادگاه بدوی، تجدیدنظر و دیوان‌عالی کشور پیش‌بینی شده است و در صورت اعتراض هر یک از طرفین به طلاق‌های غیرتوافقی، پرونده تا مرحله دیوان‌عالی کشور نیز پیش خواهد رفت.

روزنامه حمایت ۱۳۹۲/۱۲/۱۳

عقد هبه

آشنایی با عقد هبه ، ارکان و طریقه رجوع

بر اساس ماده 795 قانون مدنی، هبه عقدی است که به موجب آن یک نفر مالی را به رایگان به شخص دیگری تملیک می‌کند؛ به عبارت دیگر او مال خود را به طور مجانی به ملکیت دیگری در می‌آورد.

هبه جزو عقود است و به همین دلیل، علاوه بر ایجاب احتیاج به قبول نیز دارد؛ مثل عقد بیع، نکاح و اجاره و نیز ایجاب آن به هر لفظی که ظهور عرفی در معنای بخشیدن داشته باشد. همچنین قبول هبه با هر لفظی که ظهور عرفی در معنی قبول دارد و دلالت بر رضایت متهب دارد، واقع می‌شود و قبض عین موهوبه شرط صحت آن است. شرط صحت به این معنا است که متهب علاوه بر قبول هبه باید چیزی را که به او هبه شده است، از واهب تحویل بگیرد و این قبض نیز باید به اذن واهب باشد. بنابراین اگر متهب عین موهوبه را قبض نکند، حکم ملکیت بر آن بار نمی‌شود و اگر واهب قبل از قبض متهب بمیرد، این عین موهوبه جزو ترکه واهب محسوب می‌شود.

ارکان هبه

هبه از سه رکن تشکیل می‌شود: 1- واهب: کسی است که مال را به دیگری تملیک می‌کند. 2- متهب: کسی است که تملیک را قبول می‌کند. 3- موهوب: مالی که مورد هبه است و بخشش می‌شود.

اقسام هبه

هبه بر دو نوع معوضه و غیر معوضه است: 1- هبه معوض هبه معوض، هبه‌ای است که واهب در هنگام عقد به متهب شرط کند که عوض چیزی را که به او می‌دهد، او نیز عوض آن را رایگان به واهب بدهد یا اینکه متهب بدون شرط واهب، چیزی در مقابل هبه‌ای که گرفته است، به طور رایگان به واهب بدهد. 2- هبه غیر معوض هبه غیر معوض، هبه‌ای است که واهب در هنگام عقد هبه، شرط پرداخت عوض بر متهب نکرده باشد و متهب نیز چیزی در عوض هبه به واهب پرداخت نکند.

دریافت مال، لازمه وقوع عقد هبه است طبق قانون، عقد هبه واقع نمی‌شود، مگر با قبول متهب و قبض او. با توجه به این تعریف، مادامی که متهب مال را قبض (دریافت) نکرده باشد، عقد هبه منعقد نشده است؛ بنابراین رجوع هم موضوعیت نمی‌یابد و واهب می‌تواند هر زمان که بخواهد آن مال را پس بگیرد. اگر عقد هبه منعقد و عین موهوبه هم قبض شده باشد، واهب در صورتی می‌تواند از عقد رجوع کند و مال موهوبه را پس بگیرد که دو شرط محقق شده باشد:

1- عین موهوبه موجود باشد. 2- حق رجوع واهب از بین نرفته باشد. بر این اساس، چنانچه عین مال از بین رفته باشد، دیگر امکان رجوع وجود نخواهد داشت.

تفاوت هبه معوض با عقود دیگر

در هبه معوض، عوضی که در آن قرار داده می‌شود، در مقابل مال موهوب نیست بلکه عوض در مقابل شرط واهب است. در عقود دیگر مثل بیع، عوض در قبال عین است.

نوع عقد

هبه عقدی جایز است، به این معنا که هر یک از طرفین می‌توانند آن را به هم بزنند، مگر در چند مورد که هبه لازم می‌شود و واهب نمی‌تواند آن را به هم بزند و عین موهوبه را پس بگیرد: 1- بخشش به خویشاوندان باشد؛ مثل پدر و مادر. 2- واهب مال را «قربة الی الله» بخشیده باشد. 3- هبه معوضه باشد؛ اگر چه متهب عوض خیلی کم به واهب داده باشد. 4- مال موهوبه به حال خود باقی نمانده باشد بلکه تمام یا بعضی از آن به کلی تلف شده یا صورت آن تغییر کرده باشد. به عنوان مثال، پارچه دوخته شده یا غذا خورده شده یا اینکه متهب مال را به دیگری انتقال داده باشد. 5- واهب بعد از تحویل عین موهوبه از دنیا برود یا متهب بعد از تحویل گرفتن فوت کند.

حکم فروش مال موهوبه

اگر واهب در هبه‌ای که نمی‌تواند رجوع کند، عین موهوبه را بفروشد، بیعش فضولی است؛ چنانچه متهب اجازه دهد، معامله‌اش صحیح و اگر اجازه ندهد، معامله باطل است.

مزیت هبه‌نامه‌های رسمی

هبه‌ با سند رسمی (هبه‌نامه‌های رسمی) دارای یک مزیت به‌خصوص هستند؛ مزیتی که تنها مختص به آنها است و در دیگر انواع هبه‌ها یافت نمی‌شود. در مورد هبه‌نامه‌های رسمی امکان انکار و تردید وجود ندارد؛ بنابراین هیچ یک از خواهان و خوانده نمی‌تواند مدعی شود که در صحت و اصالت سند مزبور مردد است؛ چرا که این ادعا از نظر قانونی پذیرفتنی نیست.اما در مورد هبه‌نامه‌های غیر رسمی یا عادی، ادعای انکار و تردید مسموع خواهد بود و با طرح هر یک از دو ادعای انکار یا تردید دادگاه موظف می‌شود تا بدون تعلل، سند را مورد بررسی قرار دهد و بعد از دقت فراوان در مورد اعتبار آن حکم دهد.

طریقه رجوع از هبه

رجوع از هبه، یا با گفتار است؛ یعنی واهب بگوید از هبه‌ام برگشتم یا مال موهوبه را برگردان، یا به فعل است؛ مثل برگرداندن عین و گرفتن آن از دست متهب.اگر واهب مال موهوبه را بفروشد یا اجاره دهد یا وقف کند، اگر به قصد رجوع از هبه باشد، این موارد هم رجوع از هبه است. در رجوع، اطلاع متهب شرط نبوده و صحیح است.برای رجوع از هبه‌نامه، واهب به دادگاه حقوقی مراجعه و دادخواست ارائه می‌کند. در محکمه نیز یکی از این دو حالت دیده می‌شود:

1- نخست اینکه هبه ثبت شده و دارای سند رسمی است. در این حالت، واهب بدون اینکه نیاز باشد که هبه را به اثبات برساند، درخواست رجوع خود را مطرح می‌کند.

2- مورد دیگر، زمانی است که هبه به صورت رسمی به ثبت نرسیده است. (هبه‌نامه عادی یا هبه شفاهی) در این حالت واهب مکلف است در دادگاه، نخست انعقاد عقد هبه را به اثبات برساند و آنگاه اعلام کند که می‌خواهد از عقد رجوع کند.

هبه مهریه

پرسشی که مطرح می‌شود، این است که آیا زنی که مهر خود را به همسرش هبه کرده است، می‌تواند از هبه خود رجوع و مهر خود را به صورت مجدد مطالبه کند یا خیر؟ در پاسخ به این پرسش، باید سه حالت را از یکدیگر تفکیک کرد:

1- حالت نخست، زمانی است که زوجه در خصوص مهریه، ما‌فی‌الذمه زوج را ابرا می‌کند. به این بیان که می‌گوید از نظر من تو دیگر تکلیفی برای پرداخت مهریه نخواهی داشت؛ این بیان باعث می‌شود تا تکلیف شوهر در ادای مهر به طور کلی ساقط شود.

2- حالت دوم زمانی است که زوجه در قبال طلاق، مهریه خود را به شوهر بذل می‌کند. بذل مهر در طلاق‌های خلع و مبارات انجام می‌شود، به این صورت که زن با پرداخت مالی به شوهر، از او می‌خواهد که طلاقش دهد. اگر زن در ایام عده طلاق از بذل خود رجوع کند، طلاق ملغی و کان‌لم‌یکن خواهد شد.

3- حالت سوم زمانی است که زوجه مهریه خود را به زوج هبه می‌کند. به این بیان که می‌گوید من مهر خود را به تو بخشیدم؛ در این حالت است که همانند سایر اشکال هبه، تکلیف شوهر در پرداخت مهریه به طور کلی از بین نمی‌رود؛ چراکه زن می‌تواند تحت شرایطی از هبه مزبور رجوع و مهر خود را مطالبه کند.

روزنامه حمایت ۱۳۹۴/۳/۳۰

چرا باید در تنظیم قراردادها از ” حق حبس ” مطلع باشیم؟

چرا باید در تنظیم قراردادها از ” حق حبس ” مطلع باشیم؟

حق حبس؛ توقیفی قانونی برای استیفای حق
گروه حقوقی- در قراردادهایی که می‌بندیم اگر به طرفمان اعتماد نداشته باشیم و از خوش‌قولی او مطمئن نباشیم سعی می‌کنیم به هر روشی اجرای قول و قرارمان را به تاخیر بیندازیم تا اینکه طرف دیگر تعهدش را اجرا کند یا اینکه مطمئن شویم که وظیفه‌اش را انجام خواهد داد؛ در حقیقت به نوعی گروکشی دست می‌زنیم. این گروکشی در قانون مدنی «حق حبس» نام گرفته شده است و در قراردادهایی مثل بیع و اجاره از حقوق طرفین دعواست.

حبس معنی ملموسی دارد و به معنی نگاه داشتن، بازداشتن، توقيف كردن است. برای اجرای حق حبس کافی است هر یک از دو طرف معامله مال خودش را نگه دارد و به طرف مقابل ندهد. به عبارت دقیق‌‌تر هر يك از طرفين مي‌تواند از ايفای تعهد خود خودداری كند تا اينكه طرف مقابل به تعهد خود عمل کند. ماده 377 قانون مدني در این خصوص می‌گوید: «هر يك از بايع و مشتري حق دارد از تسليم مبيع يا ثمن خودداري كند تا اينكه طرف ديگر معامله حاضر به تسليم شود. در مواردي كه هيچ‌كدام از طرفين تسليم نكنند و به همديگر اطمينان نداشته باشند، در دادگاه حاضر، و هر كدام موضوع تعهد خود را به دادگاه تحويل مي‌دهد، و دادگاه مال هر كدام را به صاحبش رد مي‌كند.»

چطور راه گروکشی را ببندیم

گفتیم که برای استفاده از حق حبس هر یک از دو طرف قرارداد اجرای قول و قرار خودش را مشروط به اجرای قول و قرار طرف دیگر می‌کند؛ اما قاعدتا این شرایط چندان شرایط جالبی نخواهد بود چون هر دو نمی‌توانند از قراردادی که بسته‌اند استفاده کنند.

این وضع در حقیقت نوعی رجعت به دوران کودکی است و یادآور لج‌و لجبازی‌های دوران کودکی است بنابراین کاملا منطقی خواهد بود که برخی به این فکر بیفتند که از خیر این حق خودشان بگذرند و اصلا از اساس جلوی اجرای آن را بگیرند؛ اما چطور؟

یکی از راه‌ها این است که مستقیما در قرارداد این حق را ساقط کنند یا اینکه برای یکی از تعهدها مدتی قراردهند. در این فرض کسی که اجرای تعهدش مدتی ندارد باید به قول‌وقرارش عمل کند و در این راه هیچ بهانه‌ای پذیرفته نمی‌شود. موارد سقوط حق حبس به این شرح است:

۱- تعیين مدت براي یکی از دو تعهد: در حق حبس بايد هر دو تعهد حال باشند؛ اگر يكي مدت داشته باشد، نشان‌دهنده تراضی طرفين بر اين است كه اجراي يكي از تعهدها مقدم باشد و در اين صورت هر كدام از تعهدها كه حال باشد بايد اجرا شود.

۲- تسلیم ثمن یا مبیع: در صورتي كه يكي از طرفين به ميل خود آ‌نچه را به عهده داشته است، تسليم كند، در واقع بدين‌وسيله از حق حبس خود صرف‌ نظر كرده است. دو طرف قرارداد همین که به تعهد خودشان عمل کردند دیگر راه برگشت ندارند بنابراین بعد از تسليم نمي‌توانند به بهانه اينكه طرف مقابل، تعهدش را اجرا نمي‌كند، آنچه را داده‌اند پس بگيرند.

دردسرهای حق حبس

با استفاده از حق حبس عملا هر یک از طرفین به تعهدش عمل نمی‌کند؛ مثلا اگر شخصی کالایی را بخرد، خریدار با استفاده از حق حبس پول را پرداخت نمی‌کند و فروشنده هم کالا را به خریدار نمی‌دهد. حالا سوال این است که هزینه‌های این وضع برعهده کیست؟ مثلا اگر آنچه فروخته شده است اسبی باشد آیا خریداری که مال فروخته‌شده را هنوز در دست خودش دارد باید هزینه نگهداری را بدهد یا خریداری که با عقد مالک اسب شده است؟ در اين مورد مي‌توان گفت كه هر مالكي بايد هزينه نگهداري مال خود را بپردازد بنابراین وقتی فروشنده به حكم قانون حق حبس خويش را اعمال می‌کند، پس هزينه به عهده مالك يا خريدار است. اما اگر قبل از تسلیم مال این مال تلف شود،در این صورت مال تلف‌شده از کیسه فروشنده خواهد رفت. بنابراین فروشنده‌ای که مالی را فروخته اما حاضر نیست آن را به خریدار تا زمانی که قیمت را بگیرد، بدهد باید حواسش باشد که اگر در این مدت مالش تلف شود دیگر کاری از دست او برنمی‌آید و خریدار دیگر لازم نیست قیمت را بدهد. بنابراین برای فروشنده بهتر است که این وضع مخاطره‌آمیز هرچه زودتر تمام شود؛ اما او چطور می‌تواند این قائله را خاتمه دهد؟

پایان یافتن حالت حق حبس

یکی از روش‌هایی که برای پایان حالت گروکشی در استفاده از حق حبس به ذهن می‌رسد این است که یکی از طرفین به دادگاه مراجعه کند و الزام طرف مقابل را بخواهد. در این شرایط اگر طرف دیگر نیز همین درخواست را از دادگاه بخواهد در این صورت دادگاه آنها را مجبور خواهد کرد با رد و بدل کردن تعهدات خود به این دردسر پایان بدهند. بنابراین یکی از روش‌های پایان دادن به این وضع مراجعه به دادگاه است. اما راه دیگری هم وجود دارد که انحصارا در قرارداد بیع و برای فروشنده پیش‌بینی شده است و آن استفاده از «خیار تاخیر ثمن» است.

خیار تاخیر ثمن

علاوه بر اجبار خریدار و استفاده از حق حبس فروشنده می‌تواند به دلیل تاخیر مشتری در پرداخت ثمن و با رعایت شرایط خاص‌، عقد بیع را فسخ کند. این حق را در اصطلاح خیار تاخیر ثمن گویند. شرایط ایجاد خیار تاخیر ثمن به این شرح است:

1- مبیع عین خارجی یا در حکم آن باشد

2- تادیه ثمن و تسلیم مبیع موجل نباشد

3- تسلیم مبیع و ثمن هیچ کدام انجام نشده باشد

4- باید سه روز از تاریخ بیع بگذرد و هنوز نه مبیع تسلیم شده و نه ثمن تادیه شده باشد.

پس از انقضای سه روز خیار برای بایع ثابت می‌شود و قبل از سه روز حقی برای بایع نیست‌. بنابراین با گذشت سه روز مشتری می‌تواند قرارداد را به استناد این خیار فسخ کند.

حق حبس در ازدواج

درست است که ازدواج مانند بیع و اجاره قرارداد دوطرفه‌ای نیست اما به دلیل برخی مصالح در ازدواج هم گروکشی وجود دارد. بنابراین زن مي‌تواند تا مهر به او تسليم نشده از انجام وظايفی كه در مقابل شوهر دارد، خودداری كند به شرط اینکه مهر او حال باشد یعنی برای آن مدتی تعیین نشده باشد. زن علاوه بر اینکه می‌تواند از حق خودش استفاده کند می‌تواند نفقه هم بگیرد بنابراین استفاده زن از حق حبس دلیلی برای اینکه شوهر نفقه ندهد نیست. اما اگر زن از حق خودش صرف ‌نظر کند دیگر نمی‌تواند در این تصمیمش تجدیدنظر کند. در ماده 1086 قانون مدني آمده است اگر زن قبل از گرفتن مهر به اختيار خود به ايفای وظایفي كه در مقابل شوهر دارد قيام کند، ديگر نمي‌تواند از حكم ماده قبل استفاده كند با وجود این، حقي كه براي مطالبه مهر دارد ساقط نخواهد شد.

بنابراين اگر مهريه زن داراي مدت نباشد وي مي‌تواند تا زماني كه مهريه به او داده نشده است از تمكين خودداري کند و انجام آن‌ را موكول به پرداخت مهريه کند. اين حقي كه به زن داده شده است نیز در فقه تحت عنوان حق حبس نامیده می‌شود. اعمال اين حق باعث سقوط حق نفقه نخواهد شد بنابراین در صورتي كه زوج از پرداخت نفقه خودداري کرد زوجه مي‌تواند دادخواست حقوقي مبني بر مطالبه آن به دادگاه خانواده تقديم کند ولي نمي‌تواند تقاضاي تعقيب كيفري او را به ‌جرم ترك انفاق کند. در قانون مجازات اسلامی ، ارتکاب این جرم مشروط به تحقق چند شرط است از جمله تمكين زوجه از مرد؛ در فرض ما که در حال بررسی آن هستیم زن از مرد تمکین نمی‌کند هر چند این کار او با اجازه قانون است اما اجازه قانون در این خصوص تاثیری ندارد. بنابراین در این شرایط زن اجازه اقامه دعوي كيفری عليه همسرش را ندارد و نمي‌تواند درخواست تعقيب و مجازات وي را کند.

البته باید توجه داشت که این حق برای تامین حق مهریه بانوان پیش‌بینی شده است اما در شرایطی که برخی بانوان مهریه‌های سنگین را در ابتدای ازدواج به شوهر خود تحمیل می‌کنند در صورتی که بخواهند بعد از ازدواج با استفاده از حق حبس این مهریه را وصول کنند شأن ازدواج را به کاسبی تنزل داده‌اند که کار پسندیده‌ای نیست.

روزنامه حمایت ۱۳۹۲/۱۱/۱

عجیب ترین مهریه هایی که تابحال ثبت شده است!

از همان روز اول خواستگاری صحبت از مهریه به میان می آید و معمولا خانواده عروس تعداد سکه های بالا برای مهریه دختر خانم شان درخواست می کنند و خانواده آقا داماد با چانه زنی سعی می کنند که تخفیف بگیرند و قیمت را پایین بیاورند! گاهی اوقات هم این چانه زنی ها و نرسیدن به تفاهم برای تعیین مهریه، منجر به جر و بحث میان خانواده ها شده و مانع از ازدواج دو جوان می شود.

به گزارش فردا، از همان روز اول خواستگاری صحبت از مهریه به میان می آید و معمولا خانواده عروس تعداد سکه های بالا برای مهریه دختر خانم شان درخواست می کنند و خانواده آقا داماد با چانه زنی سعی می کنند که تخفیف بگیرند و قیمت را پایین بیاورند! گاهی اوقات هم این چانه زنی ها و نرسیدن به تفاهم برای تعیین مهریه، منجر به جر و بحث میان خانواده ها شده و مانع از ازدواج دو جوان می شود.

بارها شنیده ایم که: «مهریه را کی داده و کی گرفته؟!». اما با این حال بیشتر خانواده ها، معتقدند مهریه پشتوانه دخترشان خواهد بود و از سوی دیگر خانواده آقا داماد ترس از عدم توانایی پرداخت مهریه بالا از سوی پسرشان را دارند و نگرانند که عروس خانم مهریه اش را به اجرا بگذارد و پسرشان راهی زندان شود.

حال سوال اینجاست که راه حل برای این معضل چیست و چه باید کرد؟

ثبت مهریه های عجیب و غریب!

مهریه های عجیب و غریب گاهی شگفت انگیزتر از آن هستند که بتوانیم آنها را باور کنیم، مهریه هایی که اگر عاقبتشان به شکایت و دادگاه نرسد، شاید هیچ وقت از وجودشان با خبر نشویم! یکی از عجیب ترین مهریه های تاریخ ایران چهار سال قبل در شعبه ۲۶۴ دادگاه خانواده به اجرا گذاشته شده، یک کیلو بال مگس بود! سال ۱۳۸۶ بود که زنی با مراجعه به دادگاه خانواده به قاضی گفت تنها در صورتی حاضر به طلاق می شود که همسرش یک کیلو بال مگس مهریه او را بپردازد! او که سومین ازدواج خود را شکست خورده می دید، دلیل جدایی از همسرش را فریبکاری او عنوان کرد و گفت: «همسرم علی رغم متاهل بودن، با من ازدواج کرده و حالا من تا مهریه ام را نگیرم از زندگی اش بیرون نمی روم!»

اما عجیب تر از بال مگس مهریه زن دیگری است که به دادگاه رفت و چشم های شوهرش را از دادگاه خواست! او عروس یک خانواده ثروتمند شده بود که ۵هزار سکه مهرش کرده بودند اما کابوس تکرار زندگی خواهر مطلقه اش دست از سر او بر نمی داشت. بنابراین بعد از عقد از همسرش خواست تا چشم هایش را مهر او کند. زن جوان می گفت دلش می‌خواهد مهریه‌اش آنقدر خاص و تعهد‌آور باشد که شوهرش هیچ‌گاه نتواند از قید و بند آن خودش را رها کند. بنابراین یک ماه بعد از عقد به دفترخانه رفتند و قرار گذاشتند بدون اطلاع خانواده ها، یک بند دیگر به مهریه اضافه کنند: چشم هایی آقای داماد!

اما چند ماه بعد ورق برگشت و اختلافات آن دو شروع شد تا جایی که چاره ای جز طلاق نماند. البته قاضی دادگاه اعلام کرد که طبق قانون شرع اعضای اصلی بدن قابل جدا کردن نیست و تعهد مالی ایجاد نمی‌کند، چون چشم زمانی که زنده و قابل استفاده برای فرد باشد، باارزش است و نمی‌تواند مورد رهن و گرو قرار بگیرد.

ضمن آنکه مهریه همان است که عقد براساس آن صورت گرفته و داماد فقط محکوم به پرداخت پنج هزار سکه طلا است.

هنوز هم مهریه بیشترین زندانی را دارد

به تازگی سید اسدالله جولایی، مدیرعامل ستاد دیه کشور عملکرد والدین را در تحکیم بنیان یک خانواده جدید موثرترین عامل دانسته و گفته: متاسفانه در محکومیت‌های مالی شاهدیم تعدادی از جوانان بر اساس تعهدات نابجای خانواده‌ها بدون لحاظ توانایی مالی مهریه‌های نه سنگین و نه غیر معقول بلکه مهریه‌های بدون توجه به استطاعت مالی قبول کرده و در ادامه بر اساس همین دین واجب راهی زندان می‌شوند.

مدیرعامل ستاددیه کشور حبس بیش از ۱۵۰۰ جوان محکوم به مهریه را حذف سرمایه ارزشمند ملی خوانده و اظهار داشته: بیشترین میزان اخذ گذشت رضایتمندانه شعب ستادهای دیه استانی مربوط به همین مددجویان آماده به کاری است که صرفا بر اساس چشم و هم چشمی محکوم به حبس شده یا می‌شوند.

اسلام درباره مهریه چه می گوید؟

آنچه که امروزه، کار ازدواج را مشکل ساخته، مهریه‌های سنگین است که به هیچ وجه مورد تأیید اسلام نیست. البته در اسلام، حد معیّنی برای مَهر معلوم نشده، اما همگان را به رعایت اعتدال دعوت کرده است. بعضی چنان مهریه‌ها را سنگین می‌گیرند که گویی تمام افتخار و ارزش زن در آن خلاصه می‌شود و کم بودن مهریه را دلیل بر بی‌شخصیتی زن و زیادی آن را مایه افتخار و شخصیت می‌دانند. در برابر این گروه، بعضی نیز با مهریه‌های بسیار اندک یا به تقلید از غربی‌ها اصلًا بدون مهریه به عقد یکدیگر درمی‌آیند. در حالی که مقدار معقول و متعادل مهریه، فلسفه‌هایی دارد که این گروه از آن غافلند.

در این‌جا احادیثی را نقل می‌کنیم که از مجموع آن‌ها، اعتدال در مهریه به دست می‌آید:

حضرت علی (ع) مَهریه‌های سنگین را منع کرده می‌فرماید: مهریه‌های زنان را گران و سنگین نکنید، زیرا سبب عداوت و کینه‌توزی می‌شود. [۱]

همچنین پیامبر گرامی اسلام (ص) می فرماید: در مهریه آسان بگیرید، زیرا مرد، کابین (سنگین) زن را می‌دهد، اما در دلش از او کینه و دشمنی به وجود می‌آید. [۲]

در حدیثی دیگر امام صادق (ع) می فرماید: شومی و ناخجستگی زن، زیاد بودن مهریه او و نافرمانی از شوهرش می‌باشد. [۳]

از مجموع احادیثی که از پیشوایان معصوم علیهم السلام رسیده است و آنچه سیره آن بزرگان بوده به دست می‌آید که اعتدال در تعیین مهریه، امر مطلوبی است. متأسفانه امروزه، مهریه در میان ما به مشکل و مانعی بر سر راه ازدواج درآمده است، از مهریه‌های پانصد و هزار سکّه بهار آزادی و بلکه بیشتر، صحبت می‌شود و گاهی یک سفر حج و یک سرویس طلا و زیورآلات و صد و چهارده شاخه گُل رز هم ضمیمه آن می‌کنند.

تأسف‌انگیزتر آن‌که گاهی بعضی دختران این مهریه‌های سنگین را به اجرا می‌گذارند؛ در صورتی که داماد، قدرت پرداخت آن را ندارد و به زندان می‌افتد.

برای تغییر این شیوه غلط و دست و پاگیر یک تصمیم همگانی و تبلیغات گسترده فرهنگی، و در رأس آن صدا و سیما و دیگر وسایل ارتباط جمعی ضروری است.

مهریه حضرت فاطمه (س) چه بود؟

اگر قرار به اصلاح تهیه جهیزیه و برگزاری مراسم عرفی باشد، بهترین پیشنهاد برای تامین جهیزیه را می‌توانیم در سنت پیامبر بیابیم:
پیامبر اکرم (ص) جهیزیه را از دارایی شخصی حضرت فاطمه (س) تامین فرمود،‌‌ همان دارایی‌ای که تحت عنوان مهریه از داماد گرفته شده بود: على (ع) فرمود که بنا به دستور رسول خدا (ص) سلاح جنگى خویش را به چهار صد و هشتاد درهم فروختم و پول آن را (بابت مهریه) در اختیار پیغمبر اکرم (ص) گذاشتم. پیغمبر اکرم (ص) مشتى از آن مبلغ را به دست مبارک برداشت و به «بلال» دستور داد تا بوى خوش (عطر و طیب) از آن بخرد. و مبلغی دیگر هم به دیگران داد تا جهیزیه حضرت زهرا (س) را فراهم نمایند. [۴]

به این صورت جهیزیه با حلال‌ترین مال یعنی مهریه تامین شد و علاوه بر آنکه هزینه جدیدی بر گردن مرد بار نشد، مهریه نیز نقدا در ابتدای زندگی پرداخت شد. ضمنا بدان جهت که هزینه جهیزیه، در این روش از مال شرعی خود زن پرداخت می‌شود حق انتخاب و تدبیر با خود اوست و سلیقه خود عروس لحاظ می‌گردد.

پی نوشت:

[۱]. وسائل الشيعه، ج ۲۱، ص ۲۵۲:« لا تُغالُوا بِمهورِ النساءِ فَتَكونَ عَداوَةً»
[۲]. ميزان الحكمه، ج ۲، ص ۱۱۸۲:« تَياسَروا فى الصَّداقِ فَإنّ الرجلَ لَيُعْطِى المرأةَ حَتى يَبْقى ذلك فى نفسه عليها حَسِيكَةً»
[۳]. ميزان الحكمه، ج ۲، ص ۱۱۸۲:« أما شُوم المزأةِ فَكثرةُ مَهرِها و عُقوقُ زَوجِها»
[۴]. فضائل پنج تن علیهم‌السلام در صحاح شش گانه اهل سنت، ج‏۲، ۴۰۴، باب ۹۰، زفاف على و فاطمه علیهماالسلام، ص: ۳۹۵

منبع: فردا

نحوه محاسبه مهریه به نرخ روز

براساس تبصره الحاقی به ماده 1082 قانون مدنی مصوب 29/4/76 اگر مهریه وجه رایج باشد، نحوه محاسبه مهریه متناسب با تغییر شاخص قیمت سالانه زمان تأدیه نسبت به سال اجرای عقد که توسط بانک مرکزی تعیین میگردد محاسبه و پرداخت خواهد شد. بنابراین نحوه محاسبه مهریه بدین طریق است که متوسط شاخص بها در سال قبل، تقسیم بر متوسط شاخص بها در سال وقوع عقد، ضربدر مهریه مندرج در عقدنامه.

فرمول نحوه محاسبه مهریه به نرخ روز :

مهریه × متوسط شاخص بها در سال وقوع عقد ÷ متوسط شاخص بها در سال قبل از مطالبه

لازم به ذکر این نکته میباشد که مصوبه مطالبه مهریه به نرخ روز، کلیه مهریه های قبل از تصویب این تبصره را نیز در بر می گیرد و در مواردی که مهریه زوجه باید از ترکه زوج متوفی پرداخت شود، تاریخ فوت مبنای محاسبه مهریه خواهد بود.

ماده 1082 قانون مدنی– به مجرد عقد، زن مالک مهر میشود و می تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید.

تبصره (الحاقی 29/4/1376) چنانچه مهریه وجه رایج باشد متناسب با تغییر شاخص قیمت سالانه زمان تأدیه نسبت به سال اجرای عقد که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین میگردد محاسبه و پرداخت خواد شد مگر این که زوجین در حین اجرای عقد به نحو دیگری تراضی کرده باشند.

مثال: خانمی در سال 1382 مهریه خود را مطالبه می نماید، تاریخ وقوع عقد سال 1360 و میزان مهریه هشتاد هزار تومان میباشد برای تعیین نرخ روز مهریه، شاخص یک سال قبل یعنی سال 81 را که 89/205 میباشد را بر شاخص سال 1360 که 42/4 میباشد تقسیم نموده و حاصل را ضربدر مبلغ هشتاد هزار تومان می نماییم، نرخ به دست آمده مهریه قابل پرداخت میباشد.

سایت قوه قضاییه