دعوای الزام به تنظیم اجاره نامه رسمی

دعوای الزام به تنظیم اجاره نامه رسمی

 از نظر قانونی در مواردی که بین مالک و مستاجرش قرارداد اجاره ای تنظیم نشده باشد یا اگر تنظیم شده، مدت آن منقضی شده باشد و در ضمن طرفین راجع به تنظیم اجاره نامه با تعیین اجاره بها و شرایط آن اختلاف داشته باشند، هر یک از آنها می تواند برای تعیین اجاره بها، در مواردی که اجاره نامه ای در بین نباشد و تنظیم اجاره نامه به دادگاه مراجعه کند. دادگاه میزان اجاره بها را از تاریخ تقدیم دادخواست تعیین می کند، ولی این امر مانع صدور حکم نسبت به اجرت المثل زمان قبل از تقدیم دادخواست و خسارت تاخیر تادیه آن نخواهد بود. بنابراین در وضعیت اخیر دعوایی تحت عنوان الزام خوانده اعم از مستاجر یا مالک به تنظیم اجاره نامه رسمی طرح می شود.

شروع دعوا
خواهان دادخواستی به خواسته صدور حکم مبنی بر الزام خواندگان به تنظیم اجاره نامه رسمی و با ابطال تمبر دعوی غیرمالی تقدیم دادگاه محترم کرده است. وی خواسته خود را با استناد به اجاره نامه رسمی شماره 1824 مورخ 16/10/1342 دفترخانه 208 تهران ومبایعه نامه عادی مورخ 21/2/70 و اجاره نامه عادی 23/2/70 و وکالت نامه رسمی شماره 146642 مورخ 26/2/70 دفترخانه 129 تهران و نیز توافق نامه عادی مورخ 12/9/70 و دو فقره توافق نامه و اقرارنامه مورخین 28/9/70  و  5/8/74 ورثه مرحوم کریم و نیز گواهی حصر وراثت مرحوم کریم طرح کرده است. طبق شرح دادخواست، خواهان براساس مبایعه نامه عادی مورخ 21/2/70 سرقفلی یک باب مغازه واقع در خیابان ری پلاک 268 را از مرحوم کریم خریداری و اجاره نامه عادی مورخ 23/2/70 با مالک ملک (خوانده ردیف یکم) تنظیم کرده و علی رغم مراجعات و تماس های مکرر، خواندگان از تنظیم سند اجاره نامه رسمی استنکاف ورزیده اند و با توجه به فوت مرحوم کریم و قایم مقامی ورثه وی که طی دو فقره توافق نامه و اقرار نامه به تاریخ های 28/9/70 و 5/8/74 به حقانیت خواهان اذعان کرده اند و کل مالیات بر ارث از باب مغازه موردنظر را نیز دریافت داشته اند، به این ترتیب از دادگاه طی این دادخواست صدور حکم الزام خواندگان به حضور در دفتر اسناد رسمی و تنظیم اجاره نامه رسمی به نام خواهان را استدعا کرده است.

رسیدگی دادگاه
دادخواست توسط مدیریت مجتمع قضایی به شعبه دادگاه حقوقی ارجاع می شود و پس از صدور دستور دادگاه به تاریخ 27/3/92 ساعت 9 صبح تعیین وقت جلسه رسیدگی شده و نسخه ثانی و ضمایم آن و نیز وقت رسیدگی برای خواندگان ارسال شده و از طرفین برای حضور در جلسه رسیدگی دعوت به عمل آمده است.
در تاریخ مقرر جلسه دادگاه تشکیل شده و خواهان حضور پیدا می کند، ولی خواندگان حاضر نمی شوند و خواهان خواسته خود را به شرح دادخواست تقدیمی عنوان می کند. دادگاه با توجه به محتویات و مندرجات پرونده چون ملاحظه وضعیت ثبتی پلاک شماره 2505 واقع در بخش 7 تهران در اتخاذ تصمیم مهم است، بنابراین استعلام وضعیت ثبتی ملک شماره 2505 را خواستار می شود. دفتر به تاریخ 14/8/92 وقت نظارت تعیین و دستور دادگاه را بنا بر استعلام وضعیت ثبتی ملک موردنظر از اداره ثبت به عمل می آورد. در تاریخ  14/8/92 در وقت احتیاطی مقرر پرونده مورد بررسی قرار می گیرد و به علت واصل نشدن پاسخ استعلام ثبتی اتخاذ تصمیم از ناحیه دادگاه مقدور نبوده و مقرر می شود که ضمن تعیین وقت احتیاطی نامه ای به ثبت تنظیم و تسریع در ارسال پاسخ خواسته شود. دفتر ضمن تعیین وقت احتیاطی به تاریخ 6/1/93 نامه ای پیرو نامه قبلی به اداره ثبت تنظیم و ارسال می کند و اداره ثبت اسناد و املاک شرق تهران طی نامه ای در جواب دادگاه مالکیت شش دانگ پلاک 2505 ملک موردنظر را به نام آقای حاج غلامحسین اعلام می دارد. پس از وصول پاسخ اداره ثبت اسناد و املاک دادگاه دستوردعوت طرفین را برای اخذ توضیح و نیز ملاحظه پاسخ ثبت اسناد صادر می کند و دفتر نیز ضمن تعیین وقت رسیدگی به تاریخ 10/2/93 ساعت 30 :10 صبح در جهت اجرای دستور دادگاه برای طرفین اخطاریه ای ارسال می کند. درتاریخ مقرر جلسه رسیدگی تشکیل می شود و طرفین حضور پیدا نمی کنند و دادگاه با بررسی اوراق و محتویات و مندرجات پرونده ختم رسیدگی را اعلام و به شرح آتی مبادرت به صدور رای می کند.

رای دادگاه بدوی
در خصوص دادخواست آقای سید مرتضی به طرفیت آقایان غلامحسین و حامد و خانم ها فاطمه و منصوره به خواسته الزام خواندگان به تنظیم اجاره نامه ای که خواهان چنین توضیح داده است که طی قرار داد عادی مورخ 21/2/70 منافع مغازه مرحوم کریم برای آقای جلیل انتقال داده شده است که مالک طی قرارداد اجاره نامه عادی مورخ 23/2/70 رضایت خود را اعلام و اجاره بهای ماهیانه ملک را مبلغ دوازده هزار ریال تعیین کرده و در تاریخ 13/9/70 آقای جلیل سهم خود را به وی انتقال داده که این انتقال سهم حسب توافق کتبی 27/3/81 مورد موافقت مالک آقای غلامحسین قرار گرفته است و تقاضای محکومیت خواندگان را به الزام به تنظیم سند رسمی اجاره را کرده است. با توجه به ملاحظه فتوکپی مصدق قرار عادی مورخه 21/2/70 و 12/9/70 و توافق کتبی مورخه 23/2/70 و وکالت مالک و ملاحظه سند اجاره نامه شماره 1824 مورخ 12/10/42 دفترخانه اسناد رسمی شماره 208 حوزه ثبت تهران که دلالت بر مالکیت منافع مرحوم کریم داشته، نامبرده برحسب قرارداد عادی مورخه 21/2/70 به خواهان و آقای جلیل انتقال داده است، مورد موافقت کتبی مالک در تاریخ 23/2/70 قرار گرفته است و مورد موافقت آقای جلیل هم قرار گرفته است و نظر به این که اخطاریه به خواندگان ابلاغ قانونی شده و در جلسه دادگاه حاضر نشده اند و هیچ گونه دفاعی که موجبات بی اعتباری ادعای خواهان را فراهم کند، ارایه نکرده اند و با توجه به نامه شماره 44551 مورخ 11/10/81 ثبت منطقه شرق تهران به شماره 3454 مورخ 25/10/81 ثبت دفتر دادگاه شده است، دلالت بر مالکیت خوانده ردیف یک آقای غلامحسین دارد با توجه به مراتب فوق دعوی خواهان به نظر دادگاه ثابت و محرز تشخیص داده شده و به استناد مواد 7 و 8 و 9 و 10 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب دوم مرداد ماه 1365 و ماده 198 قانون آیین دادرسی مدنی که به الزام خوانده ردیف یک آقای غلامحسین به حضور در یکی از دفاتر اسناد رسمی و تنظیم سند رسمی اجاره نامه جدید طبق شرایط مرسوم و متعرض دراجاره نامه ها و شرایط مندرج در اجاره نامه سابق با اجاره بهای ماهیانه مبلغ دوازده هزار ریال به نام خواهان (آقای سید مرتضی) صادر و اعلام می کند. رای صادره غیابی بوده و ظرف بیست روز پس از ابلاغ واقعی قابل واخواهی در این دادگاه می باشد.

تحلیل پرونده
ابتدا باید در خصوص این پرونده اذعان داشت که دادگاه محترم شرایط اجاره نامه جدید را طبق شرایط مرسوم و متعارف در اجاره نامه ها و شرایط مندرج در اجاره نامه سابق به شرط وجود اجاره نامه سابق تعیین خواهد کرد. در ضمن در تمام مدتی که دادرسی در جریان است، مستاجر باید اجاره بها را به موجرش بپردازد و از تاریخ ابلاغ حکم قطعی، طرفین مکلفند ظرف یک ماه به ترتیب مقرر در حکم ، اجاره نامه تنظیم کنند. هرگاه در این مدت اجاره نامه تنظیم نشود، به تقاضای یکی از طرفین دادگاه رونوشت حکم را جهت تنظیم اجاره نامه به دفتر اسناد رسمی ابلاغ و به طرفین اخطار می کند که در روز و ساعت معین برای امضای اجاره نامه در دفترخانه حاضر شوند. هر گاه موجر حاضر به امضای اجاره نامه نشود، نماینده دادگاه اجاره نامه را به مدت یک سال از طرف او امضا خواهد کرد و اگر مستأجر تا 15 روز از تاریخ تعیین شده حاضر به امضا نشود، دادگاه در صورتی که عذر مستاجر را موجه نداند، به تقاضای موجر حکم به تخلیه عین مستاجره صادر می کند و این حکم قطعی است .
دادخواست منطبق با قانون بوده و چون خواندگان دفاعی نکرده اند، دادگاه براساس مدارک ارایه شده خواندگان را محکوم کرده است.

سایت قوه قضاییه

متن کامل قانون ۳۸ ماده‌ای ﺍﺻﻼح ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺁﯾﻴﻦ ﺩﺍﺩﺭﺳﯽ ﮐﻴﻔﺮی منتشر شد

متن کامل قانون ۳۸ ماده‌ای ﺍﺻﻼح ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺁﯾﻴﻦ ﺩﺍﺩﺭﺳﯽ ﮐﻴﻔﺮی منتشر شد

رئیس جمهور ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﺻﻼﺡ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺁﯾﻴﻦ ﺩﺍﺩﺭﺳﯽ ﮐﻴﻔﺮی را که خرداد سال جاری به تائید شورای نگهبان رسید را در ۳۸ ماده به وزارت دادگستری جهت اجرا ابلاغ کرد. قانون ﺁﯾﻴﻦ ﺩﺍﺩﺭﺳﯽ کیفری جدید از تاریخ اول تیرماه به اجرا درآمده است و در فاصله 14 روز از گذشت از اجرای آن، رئیس جمهوری قانون اصلاح قانون ﺁﯾﻴﻦ ﺩﺍﺩﺭﺳﯽ را ابلاغ کرد.

متن کامل ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﺻﻼﺡ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺁﯾﻴﻦ ﺩﺍﺩﺭﺳﯽ ﮐﻴﻔﺮی

ﻣﺎﺩﻩ١ـ ﺩﺭ ﻣﺎﺩﻩ (7) ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺁﯾﻴﻦ ﺩﺍﺩﺭﺳﯽ ﮐﻴﻔﺮی ﻣﺼﻮﺏ 4/12/1392 ﺗﺎﺭﯾﺦ 4/4/1375ﺑﻪ 2/3/1357 ﺍﺻﻼﺡﻣﯽﮔﺮﺩﺩ.

ﻣﺎﺩﻩ ٢ـ ﺗﺒﺼﺮﻩ (2) ﻣﺎﺩﻩ (13) ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﺯﯾﺮ ﺍﺻﻼﺡ می‌شود: ﺗﺒﺼﺮﻩ٢ـ ﻫﺮﮔﺎﻩ ﻣﺮﺗﮑﺐﺟﺮﻡ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺻﺪﻭﺭ ﺣﮑﻢ ﻗﻄﻌﯽ ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ ﺟﻨﻮﻥ ﺷﻮﺩ، ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻥ ﺍﻓﺎﻗﻪ، ﺗﻌﻘﻴﺐ ﻭ ﺩﺍﺩﺭﺳﯽ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﻣﯽﺷﻮﺩ. ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﺭ ﺟﺮﺍﺋﻢ ﺣﻖﺍﻟﻨﺎﺳﯽ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺟﺮﻡ ﺑﻪ ﻧﺤﻮی ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻓﺮﺩ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﯾﺎ ﻓﺎﻗﺪ ﻫﻮﺷﻴﺎﺭی ﺩﺭ ﻓﺮﺽ ﺍﻓﺎﻗﻪ ﻧﻴﺰ ﻧﺘﻮﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺭﻓﻊ ﺍﺗﻬﺎﻡ ﮐﻨﺪ. ﺩﺭ ﺍﯾﻦﺻﻮﺭﺕ ﺑﻪ ﻭﻟﯽ ﯾﺎ ﻗﻴﻢ ﯾﺎ ﺳﺮﭘﺮﺳﺖﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﻭی ﺍﺑﻼﻍ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﻅﺮﻑ ﻣﻬﻠﺖ ﭘﻨﺞ ﺭﻭﺯ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻭﮐﻴﻞ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﻧﻤﺎﯾﺪ. ﺩﺭﺻﻮﺭﺕﻋﺪﻡ ﻣﻌﺮﻓﯽ، ﺻﺮﻑﻧﻈﺮ ﺍﺯ ﻧﻮﻉ ﺟﺮﻡ ﺍﺭﺗﮑﺎﺑﯽ ﻭ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﺁﻥ ﻭﻓﻖ ﻣﻘﺮﺭﺍﺕ ﺑﺮﺍی ﻭی ﻭﮐﻴﻞ ﺗﺴﺨﻴﺮی ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﺗﻌﻘﻴﺐ ﻭ ﺩﺍﺩﺭﺳﯽ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯽﯾﺎﺑﺪ.

ﻣﺎﺩﻩ٣ـ ﺩﺭ ﺑﻨﺪ (ب) ﻣﺎﺩﻩ (29) ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻋﺒﺎﺭﺕ «ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺍﻁﻼﻋﺎﺕ ﺳﭙﺎﻩ» ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻋﺒﺎﺭﺕ «ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺍﻁﻼﻋﺎﺕ» ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﯽﮔﺮﺩﺩ.

ﻣﺎﺩﻩ4ـ ﺗﺒﺼﺮﻩ ﻣﺎﺩﻩ(48) ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺣﺬﻑ ﻭ ﺗﺒﺼﺮﻩ ﺯﯾﺮ ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺁﻥ ﻣﯽﺷﻮﺩ: ﺗﺒﺼﺮﻩ ـ ﺩﺭ ﺟﺮﺍﺋﻢ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻣﻨﻴﺖ ﺩﺍﺧﻠﯽ ﯾﺎ ﺧﺎﺭﺟﯽ ﻭ ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺟﺮﺍﺋﻢ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥﯾﺎﻓﺘﻪ ﮐﻪ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺸﻤﻮﻝ ﻣﺎﺩﻩ (302) ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﺳﺖ، ﺩﺭ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎﺕ ﻣﻘﺪﻣﺎﺗﯽ ﻁﺮﻓﻴﻦ ﺩﻋﻮی، ﻭﮐﻴﻞ ﯾﺎ ﻭﮐﻼی ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﻴﻦ ﻭﮐﻼی ﺭﺳﻤﯽ ﺩﺍﺩﮔﺴﺘﺮی ﮐﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﺄﯾﻴﺪ ﺭﺋﻴﺲ ﻗﻮﻩﻗﻀﺎﺋﻴﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽﻧﻤﺎﯾﻨﺪ. ﺍﺳﺎﻣﯽ ﻭﮐﻼی ﻣﺰﺑﻮﺭ ﺗﻮﺳﻂ ﺭﺋﻴﺲ ﻗﻮﻩﻗﻀﺎﺋﻴﻪ ﺍﻋﻼﻡ ﻣﯽﮔﺮﺩﺩ.

ﻣﺎﺩﻩ5 ـ ﻣﺎﺩﻩ (66) ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻭ ﺗﺒﺼﺮﻩ (1) ﺁﻥ ﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﺯﯾﺮ ﺍﺻﻼﺡ ﻭ ﺗﺒﺼﺮﻩﻫﺎی (2) ﻭ (3) ﺁﻥ ﺍﺑﻘﺎء ﻭ ﯾﮏ ﺗﺒﺼﺮﻩ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺗﺒﺼﺮﻩ (4) ﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﺯﯾﺮ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﻟﺤﺎﻕ ﻣﯽﺷﻮﺩ: ﻣﺎﺩﻩ66 ـ ﺳﺎﺯﻣﺎن‌های ﻣﺮﺩﻡﻧﻬﺎﺩی ﮐﻪ ﺍﺳﺎﺳﻨﺎﻣﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﺍﺯ ﺍﻁﻔﺎﻝ ﻭ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥ، ﺯﻧﺎﻥ، ﺍﺷﺨﺎﺹ ﺑﻴﻤﺎﺭ ﻭ ﺩﺍﺭﺍی ﻧﺎﺗﻮﺍﻧﯽ ﺟﺴﻤﯽ ﯾﺎ ﺫﻫﻨﯽ، ﻣﺤﻴﻂﺯﯾﺴﺖ، ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻁﺒﻴﻌﯽ، ﻣﻴﺮﺍﺙ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ، ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻭ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﺍﺯ ﺣﻘﻮﻕ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪی ﺍﺳﺖ، می‌توﺍﻧﻨﺪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺟﺮﺍﺋﻢ ﺍﺭﺗﮑﺎﺑﯽ ﺩﺭ ﺯمینه‌های ﻓﻮﻕ ﺍﻋﻼﻡ ﺟﺮﻡ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺮﺍﺣﻞ ﺩﺍﺩﺭﺳﯽ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﻨﻨﺪ.

ﺗﺒﺼﺮﻩ١ـ ﺩﺭﺻﻮﺭﺗﯽ ﮐﻪ ﺟﺮﻡ ﻭﺍﻗﻊﺷﺪﻩ ﺩﺍﺭﺍی ﺑزه‌دﯾﺪﻩ ﺧﺎﺹ ﺑﺎﺷﺪ، ﮐﺴﺐ ﺭﺿﺎﯾﺖ ﻭی ﺟﻬﺖ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ ﺿﺮﻭﺭی ﺍﺳﺖ. ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺑﺰه‌دﯾﺪﻩﻁﻔﻞ، ﻣﺠﻨﻮﻥ ﻭ ﯾﺎ ﺩﺭ ﺟﺮﺍﺋﻢ ﻣﺎﻟﯽ ﺳﻔﻴﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺭﺿﺎﯾﺖ ﻭﻟﯽ، ﻗﻴﻢ ﯾﺎ ﺳﺮﭘﺮﺳﺖ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﺍﻭ ﺍﺧﺬ می‌شود. ﺍﮔﺮ ﻭﻟﯽ، ﻗﻴﻢ ﯾﺎ ﺳﺮﭘﺮﺳﺖ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ، ﺧﻮﺩ ﻣﺮﺗﮑﺐ ﺟﺮﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ، ﺳﺎﺯﻣﺎﻥﻫﺎی ﻣﺬﮐﻮﺭ ﺑﺎﺍﺧﺬ ﺭﺿﺎﯾﺖ ﻗﻴﻢ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﯾﺎ ﺗﺄﯾﻴﺪ ﺩﺍﺩﺳﺘﺎﻥ، ﺍﻗﺪﺍﻣﺎﺕﻻﺯﻡ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ.

ﺗﺒﺼﺮﻩ4ـ ﺍﺟﺮﺍی ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ ﺑﺎ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﺍﺻﻞ ﯾﮑﺼﺪ ﻭ ﺷﺼﺖ ﻭ ﭘﻨﺠﻢ (165) ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﺳﺎﺳﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺟﺮﺍﺋﻢ ﻣﻨﺎﻓﯽ ﻋﻔﺖ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥﻫﺎی ﻣﺮﺩﻡﻧﻬﺎﺩ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﺎ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﻣﺎﺩﻩ (102) ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻭ ﺗﺒﺼﺮﻩﻫﺎی ﺁﻥﺗﻨﻬﺎ ﺍﻋﻼﻡ ﺟﺮﻡ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﺩﻻﯾﻞ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺮﺍﺟﻊ ﻗﻀﺎﺋﯽ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺣﻖ ﺷﺮﮐﺖ ﺩﺭ ﺟﻠﺴﺎﺕ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ.

ﻣﺎﺩﻩ6 ـ ﺍﺯ ﺍﻧﺘﻬﺎی ﻣﺎﺩﻩ (80) ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻋﺒﺎﺭﺕ «ﺩﺭ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﮐﻴﻔﺮی ﻣﺮﺑﻮﻁ» ﺣﺬﻑ ﻭ ﯾﮏ ﺗﺒﺼﺮﻩ ﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﺯﯾﺮ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﻟﺤﺎﻕ ﻣﯽﺷﻮﺩ: ﺗﺒﺼﺮﻩ ـ ﻣﺮﺟﻊ ﺗﺠﺪﯾﺪﻧﻈﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ ﻭ ﺳﺎﯾﺮ ﻗﺮﺍﺭﻫﺎی ﻗﺎﺑﻞ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎﺕ ﻣﻘﺪﻣﺎﺗﯽ ﺟﺮﺍﺋﻤﯽ ﮐﻪ ﺑﻪﻁﻮﺭ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﺩﺭ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺭﺳﻴﺪﮔﯽ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ، ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺗﺠﺪﯾﺪﻧﻈﺮ ﺍﺳﺖ.

ﻣﺎﺩﻩ٧ـ ﺩﻭ ﺗﺒﺼﺮﻩ ﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﺯﯾﺮ ﺑﻪ ﻣﺎﺩﻩ 85 ﻗﺎﻧﻮﻥﺍﻟﺤﺎﻕ ﻣﻴﺸﻮﺩ: ﺗﺒﺼﺮﻩ١ـ ﺣﮑﻢ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﺭﺩی ﮐﻪ ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ ﺑﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻮﻗﻮﻓﯽ ﺗﻌﻘﻴﺐ ﯾﺎ ﺑﺎﻫﺮ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﺩﯾﮕﺮی ﺩﺭ ﺩﺍﺩﺳﺮﺍ ﻣﺨﺘﻮﻣﻪ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﺩﯾﻪ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺗﮑﻠﻴﻒ ﺷﻮﺩﻧﻴﺰ ﺟﺎﺭی ﺍﺳﺖ. ﺗﺒﺼﺮﻩ٢ـ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﺭﺩی ﮐﻪ ﻣﺴﺆﻭﻟﻴﺖ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﺩﯾﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻋﺎﻗﻠﻪ ﺍﺳﺖ، ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﻭﺟﻮﺩﺩﻟﻴﻞ ﮐﺎﻓﯽ ﻭ ﺑﺎ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﻣﻘﺮﺭﺍﺕ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺍﺣﻀﺎﺭ، ﺑﻪ ﻭی ﺍﺧﻄﺎﺭ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺑﺮﺍی ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺣﻀﻮﺭﯾﺎﺑﺪ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﺣﻀﻮﺭ، ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺑﺮﺍی ﻭی ﺗﺒﻴﻴﻦ ﻭ ﺍﻅﻬﺎﺭﺍﺕ ﺍﻭ ﺍﺧﺬ ﻣﻴﺸﻮﺩ. ﻫﻴﭻﯾﮏ ﺍﺯ ﺍﻟﺰﺍﻣﺎﺕ و ﻣﺤﺪﻭﺩﯾﺖﻫﺎی ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﻣﺘﻬﻢ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﺎﻗﻠﻪﻗﺎﺑﻞ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻧﻴﺴﺖ. ﻋﺪﻡ ﺣﻀﻮﺭ ﻋﺎﻗﻠﻪ ﻣﺎﻧﻊ ﺍﺯ ﺭﺳﻴﺪﮔﯽ ﻧﻴﺴﺖ.

ﻣﺎﺩﻩ٨ ـ ﺩﺭ ﻣﺎﺩﻩ (92) ﻗﺎﻧﻮﻥ، ﻋﺒﺎﺭﺕ «ﻣﺴﺘﻮﺟﺐ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕﻫﺎی ﻣﻘﺮﺭ ﺩﺭ ﻣﺎﺩﻩ 302 »ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﻋﺒﺎﺭﺕ «ﻣﻮﺿﻮﻉ ﻣﺎﺩﻩ (302)» ﻭ ﻗﺒﻞﺍﺯ ﮐﻠﻤﻪ «ﺑﺎﺯﭘﺮﺱ» ﮐﻠﻤﻪ «ﮐﻤﺒﻮﺩ» ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦﮐﻠﻤﻪ «ﻧﺒﻮﺩﻥ» ﻣﯽﺷﻮﺩ.

ﻣﺎﺩﻩ٩ـ ﯾﮏ ﺗﺒﺼﺮﻩ ﺑﻪ ﺷﺮﺡﺯﯾﺮ ﺑﻪ ﻣﺎﺩﻩ (98) ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﻟﺤﺎﻕ ﻣﯽﺷﻮﺩ: ﺗﺒﺼﺮﻩ ـ ﺩﺭ ﺑﻨﺪﻫﺎی الف، ب، پ و ت ﻣﺎﺩﻩ(302) ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻧﻴﺰ ﺑﺎﺯﭘﺮﺱ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺎ ﻫﻤﮑﺎﺭی ﺿﺎﺑﻄﺎﻥ ﺩﺍﺩﮔﺴﺘﺮی ﺗﺤﻘﻴﻘﺎﺕ ﻻﺯﻡ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﺪ.

ﻣﺎﺩﻩ10ـ ﻣﺎﺩﻩ 102 ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻭ ﺗﺒﺼﺮﻩ 1 ﺁﻥ ﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﺯﯾﺮ ﺍﺻﻼﺡ ﻭ ﺗﺒﺼﺮﻩﻫﺎی 2و 3 ﺁﻥ ﺍﺑﻘﺎء ﻣﯽﺷﻮﺩ. ﻣﺎﺩﻩ102ـ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﺗﻌﻘﻴﺐ ﻭ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺩﺭ ﺟﺮﺍﺋﻢ ﻣﻨﺎﻓﯽ ﻋﻔﺖ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺍﺳﺖ ﻭﭘﺮﺳﺶ ﺍﺯ ﻫﻴﭻ ﻓﺮﺩی ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺧﺼﻮﺹ ﻣﺠﺎﺯ ﻧﻴﺴﺖ، ﻣﮕﺮ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﺭﺩی ﮐﻪ ﺟﺮﻡ ﺩﺭ ﻣﺮﺋﯽ ﻭ ﻣﻨﻈﺮ ﻋﺎﻡﻭﺍﻗﻊ ﺷﺪﻩ ﻭ ﯾﺎ ﺩﺍﺭﺍی ﺷﺎﮐﯽ ﯾﺎ ﺑﻪ ﻋﻨﻒ ﯾﺎ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥﯾﺎﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺻﻮﺭﺕ، ﺗﻌﻘﻴﺐ ﻭ ﺗﺤﻘﻴﻖﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﻣﺤﺪﻭﺩﻩ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﻭ ﯾﺎ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﻭ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﻣﺸﻬﻮﺩ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﻘﺎﻡ ﻗﻀﺎﺋﯽ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽﺷﻮﺩ. ﺗﺒﺼﺮﻩ١ـ ﺩﺭ ﺟﺮﺍﺋﻢ ﻣﻨﺎﻓﯽ ﻋﻔﺖ ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺷﺎﮐﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻣﺘﻬﻢ ﺑﺪﻭﺍً ﻗﺼﺪ ﺍﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻗﺎﺿﯽ ﻭی ﺭﺍ ﺗﻮﺻﻴﻪ ﺑﻪ ﭘﻮﺷﺎﻧﺪﻥ ﺟﺮﻡ ﻭ ﻋﺪﻡ ﺍﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﻣﺎﺩﻩ١١ـ ﺩﺭ ﺗﺒﺼﺮﻩ ﻣﺎﺩﻩ 145ﻗﺎﻧﻮﻥﻋﺒﺎﺭﺕ «ﺟﻠﺐ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﺭﺳﯽ» ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ «ﻣﺠﺮﻣﻴﺖ» ﻣﯽﺷﻮﺩ.

ﻣﺎﺩﻩ12ـ ﺩﺭ ﻣﺎﺩﻩ151 ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻋﺒﺎﺭﺕ «ﺑﺎ ﺗﺄﯾﻴﺪ ﺭﺋﻴﺲ ﮐﻞ ﺩﺍﺩﮔﺴﺘﺮی ﺍﺳﺘﺎﻥ» ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕ «ﺑﺎ ﺗﺄﯾﻴﺪ ﺭﺋﻴﺲ ﺣﻮﺯﻩ ﻗﻀﺎﺋﯽ» ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻣﯽﯾﺎﺑﺪ.

ﻣﺎﺩﻩ13ـ ﻣﺎﺩﻩ 159 ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﺯﯾﺮ ﺍﺻﻼﺡ ﻣﻴﺸﻮﺩ: ﻣﺎﺩﻩ159ـ ﺑﺎﺯﭘﺮﺱ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺭﺟﺎﻉ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺱ، ﻣﻬﻠﺖ ﻣﻌﻴﻦ ﺭﺍ ﺑﺮﺍی ﺍﻋﻼﻣﻨﻈﺮ ﻭی ﻣﺸﺨﺺ ﻣﻴﮑﻨﺪ. ﺩﺭ ﻣﻮﺍﺭﺩی ﮐﻪ ﺍﻅﻬﺎﺭﻧﻈﺮ ﻣﺴﺘﻠﺰﻡﺯﻣﺎﻥ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﺎﺷﺪ، ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺱ ﺑﺎﯾﺪ ﺿﻤﻦ ﺗﻬﻴﻪ ﻭ ﺍﺭﺳﺎﻝ ﮔﺰﺍﺭﺷﯽ ﺍﺯ ﺍﻗﺪﺍﻣﺎﺕ ﺍﻧﺠﺎﻡﺷﺪﻩ، ﺑﺎ ﺫﮐﺮ ﺩﻟﻴﻞ، ﺗﻘﺎﺿﺎی ﺗﻤﺪﯾﺪ ﻣﻬﻠﺖ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾـﻦ ﺻﻮﺭﺕ، ﺑﺎﺯﭘـﺮﺱ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺮﺍی ﯾـﮏﺑﺎﺭ ﻣﻬـﻠﺖ ﺭﺍﺗـﻤﺪﯾﺪ ﮐﻨﺪ. ﺗﻤـﺪﯾﺪ ﻣﻬﻠﺖ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺱ ﻭ ﻁﺮﻓﻴﻦ ﺍﺑﻼﻍ ﻣﻴﮕﺮﺩﺩ. ﻫﺮﮔﺎﻩ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺱ ﻅﺮﻑ ﻣﺪﺕ ﻣﻌﻴﻦﻧﻈﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪﻁﻮﺭ ﮐﺘﺒﯽ ﺗﻘﺪﯾﻢ ﺑﺎﺯﭘﺮﺱ ﻧﻨﻤﺎﯾﺪ، ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺱ ﺩﯾﮕﺮی ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﯽﺷﻮﺩ. ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﻗﺒﻞﺍﺯ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﯾﺎ ﺍﺧﻄﺎﺭ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺱ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻈﺮ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺱ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﭘﺮﺱ ﻭﺍﺻﻞ ﺷﻮﺩ، ﺑﻪﺁﻥ ﺗﺮﺗﻴﺐ ﺍﺛﺮﻣﯽﺩﻫﺪ. ﺩﺭ ﻫﺮ ﺣﺎﻝ ﺑﺎﺯﭘﺮﺱ ﺗﺨﻠﻒ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺱ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺮﺟﻊ ﺻﻼﺣﻴﺘﺪﺍﺭ ﺍﻋﻼﻡ ﻣﯽﮐﻨﺪ.

ﻣﺎﺩﻩ14ـ ﺗﺒﺼﺮﻩ 1 ﻣﺎﺩﻩ 190 ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﺯﯾﺮ ﺍﺻﻼﺡ ﻣﯽﮔﺮﺩﺩ: ﺗﺒﺼﺮﻩ١ـ ﺳﻠﺐ ﺣﻖ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻭﮐﻴﻞ ﻭ ﻋﺪﻡﺗﻔﻬﻴﻢ ﺍﯾﻦ ﺣﻖ ﺑﻪ ﻣﺘﻬﻢ ﺑﻪ ﺗﺮﺗﻴﺐ ﻣﻮﺟﺐ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﺍﻧﺘﻈﺎﻣﯽ ﺩﺭﺟﻪ ﻫﺸﺖ ﻭ ﺳﻪ ﺍﺳﺖ.

ﻣﺎﺩﻩ15ـ ﯾﮏﺗﺒﺼﺮﻩ ﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﺯﯾﺮ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺗﺒﺼﺮﻩ 2 ﺑﻪ ﻣﺎﺩﻩ 236 ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﻟﺤﺎﻕ ﻭ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺗﺒﺼﺮﻩﻫﺎی ﺁﻥﺍﺻﻼﺡ ﻣﻴﺸﻮﺩ: ﺗﺒﺼﺮﻩ٢ـ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﺗﺤﺖ ﺗﻌﻘﻴﺐ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﺗﺒﺎﻉ ﺑﻴﮕﺎﻧﻪ ﻭ ﺗﻘﺎﺿﺎی ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺎﺯﭘﺮﺱﻣﮑﻠﻒ ﺍﺳﺖ ﻣﺸﺨﺼﺎﺕ ﻭ ﻧﻮﻉ ﺍﺗﻬﺎﻡ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺟﻬﺖ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﻻﺯﻡ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﮐﻞ ﮐﺸﻮﺭ ﺍﻋﻼﻡﻧﻤﺎﯾﺪ، ﺗﺎ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻁﺮﯾﻖ ﻭﻓﻖ ﻣﻘﺮﺭﺍﺕ ﺑﻪ ﻣﺮﺍﺟﻊ ﺫیﺭﺑﻂ ﺍﻋﻼﻡ ﺷﻮﺩ. ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺗﻌﻘﻴﺐ ﺍﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﻣﺤﮑﻮﻣﻴﺖ ﻗﻄﻌﯽ ﺷﻮﺩ، ﻗﺎﺿﯽ ﺍﺟﺮﺍی ﺍﺣﮑﺎﻡ ﺧﻼﺻﻬﺎی ﺍﺯ ﺩﺍﺩﻧﺎﻣﻪ ﺭﺍ ﺟﻬﺖ ﺍﺟﺮﺍی ﺍﯾﻦ ﺗﺒﺼﺮﻩﺑﻪ ﺩﺍﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﮐﻞ ﺍﻋﻼﻡ ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﺗﻘﺎﺿﺎی ﻣﻼﻗﺎﺕ ﺍﺯ ﺳﻮی ﮐﻨﺴﻮﻟﮕﺮی ﻣﺮﺑﻮﻁ، ﻣﺮﺍﺗﺐ ﺑﻪﺩﺍﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﮐﻞ ﺍﻋﻼﻡ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﺗﺎ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﺁﻥ ﻣﺮﺟﻊ، ﻣﻄﺎﺑﻖ ﻣﻘﺮﺭﺍﺕ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﺷﻮﺩ.

ﻣﺎﺩﻩ16ـ ﺑﻨﺪ الف ﻣﺎﺩﻩ 237 ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﺯﯾﺮ ﺍﺻﻼﺡ ﻣﻴﺸﻮﺩ: ﺍﻟﻒ ـ ﺟﺮﺍﺋﻤﯽ ﮐﻪ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽﺁﻧﻬﺎ ﺳﻠﺐ ﺣﻴﺎﺕ، ﺣﺒﺲ ﺍﺑﺪ ﯾﺎ ﻗﻄﻊ ﻋﻀﻮ ﻭ ﺟﻨﺎﯾﺎﺕ ﻋﻤﺪی ﻋﻠﻴﻪ ﺗﻤﺎﻣﻴﺖ ﺟﺴﻤﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﺩﯾﻪﺁﻧﻬﺎ ﺛﻠﺚ ﺩﯾﻪ ﮐﺎﻣﻞ ﯾﺎ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ.

ﻣﺎﺩﻩ17ـ ﺩﺭ ﻣﺎﺩﻩ 286 ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻋﺒﺎﺭﺕ «ﻣﺎﺩﻩ203» ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﻋﺒﺎﺭﺕ «ﻣﺎﺩﻩ302» ﻣﯽﺷﻮﺩ.

ﻣﺎﺩﻩ18ـ ﻣﺎﺩﻩ 293 ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﺯﯾﺮ ﺍﺻﻼﺡ ﻣﯽﮔﺮﺩﺩ: ﻣﺎﺩﻩ 293ـ ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﺣﻘﻮﻕ ﻋﺎﻣﻪ ﻭ ﺩﻋﺎﻭی ﺭﺍﺟﻊ ﺑﻪ ﺩﻭﻟﺖ، ﺍﻣﻮﺭ ﺧﻴﺮﯾﻪ ﻭ ﺍﻭﻗﺎﻑ ﻋﺎﻣﻪﻭ ﺍﻣﻮﺭ ﻣﺤﺠﻮﺭﯾﻦ ﻭ ﻏﺎﺋﺐ ﻣﻔﻘﻮﺩﺍﻻﺛﺮ ﺑﯽﺳﺮﭘﺮﺳﺖ ﺣﮑﻢ ﻗﻄﻌﯽ ﺻﺎﺩﺭ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺩﺍﺩﺳﺘﺎﻥ ﮐﻞ ﮐﺸﻮﺭ ﺣﮑﻢﻣﺬﮐﻮﺭ ﺭﺍ ﺧﻼﻑ ﺷﺮﻉ ﺑﻴّﻦ ﻭ ﯾﺎ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺗﺸﺨﻴﺺ ﺩﻫﺪ ﺑﻪﻁﻮﺭ ﻣﺴﺘﺪﻝ ﻣﺮﺍﺗﺐ ﺭﺍ ﺟﻬﺖ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻣﺎﺩﻩ 477ﺑﻪ ﺭﺋﻴﺲ ﻗﻮﻩ ﻗﻀﺎﺋﻴﻪ ﺍﻋﻼﻡ ﻣﯽﮐﻨﺪ.

ﻣﺎﺩﻩ19ـ ﻣﺎﺩﻩ 296 ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﺯﯾﺮ ﺍﺻﻼﺡ ﻭ ﺗﺒﺼﺮﻩﻫﺎی ﺁﻥ ﺍﺑﻘﺎء ﻣﯽﺷﻮﺩ: ﻣﺎﺩﻩ296- ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﮐﻴﻔﺮی ﯾﮏ ﺩﺍﺭﺍی ﺭﺋﻴﺲ ﻭ ﺩﻭ ﻣﺴﺘﺸﺎﺭ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﻭﻋﻀﻮ ﻧﻴﺰ ﺭﺳﻤﻴﺖ ﻣﯽﯾﺎﺑﺪ. ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﻋﺪﻡ ﺣﻀﻮﺭ ﺭﺋﻴﺲ، ﺭﯾﺎﺳﺖ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﻋﻬﺪﻩ ﻋﻀﻮ ﻣﺴﺘﺸﺎﺭی ﺍﺳﺖﮐﻪ ﺳﺎﺑﻘﻪ ﻗﻀﺎﺋﯽ ﺑﻴﺸﺘﺮی ﺩﺍﺭﺩ.

ﻣﺎﺩﻩ20ـ ﻣﺎﺩﻩ 297 ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﺯﯾﺮ ﺍﺻﻼﺡ ﻭ ﺗﺒﺼﺮﻩ ﺁﻥ ﺍﺑﻘﺎء ﻣﯽﺷﻮﺩ: ﻣﺎﺩﻩ 297ـ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺩﺭ ﻣﺮﮐﺰ ﻫﺮ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﺑﻪ ﺗﺸﺨﻴﺺ ﺭﺋﻴﺲ ﻗﻮﻩﻗﻀﺎﺋﻴﻪ ﺩﺭ ﺣﻮﺯﻩﻗﻀﺎﺋﯽ ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻥﻫﺎ ﺗﺸﮑﻴﻞ ﻣﯽﺷﻮﺩ. ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺑﺮﺍی ﺭﺳﻴﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺟﺮﺍﺋﻢ ﻣﻮﺟﺐ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﻣﻨﺪﺭﺝ ﺩﺭﺑﻨﺪﻫﺎی الف، ب، پ و ت ماده 302 ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺩﺍﺭﺍی ﺭﺋﻴﺲ ﻭ ﺩﻭ ﻣﺴﺘﺸﺎﺭ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﺩﻭ ﻋﻀﻮ ﻧﻴﺰ ﺭﺳﻤﻴﺖ ﺩﺍﺭﺩ. ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺑﺮﺍی ﺭﺳﻴﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺳﺎﯾﺮ ﻣﻮﺿﻮﻋﺎﺕ ﺑﺎ ﺣﻀﻮﺭ ﺭﺋﻴﺲ ﯾﺎ ﺩﺍﺩﺭﺱﻋﻠﯽﺍﻟﺒﺪﻝﯾﺎ ﯾﮏ ﻣﺴﺘﺸﺎﺭ ﺗﺸﮑﻴﻞ ﻣﯽﺷﻮﺩ.

ﻣﺎﺩﻩ21ـ ﻣﺎﺩﻩ 298 ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﺯﯾﺮ ﺍﺻﻼﺡ ﻭ ﺗﺒﺼﺮﻩ ﺁﻥ ﺍﺑﻘﺎء ﻣﯽﺷﻮﺩ: ﻣﺎﺩﻩ298ـ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺍﻁﻔﺎﻝ ﻭ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺑﺎ ﺣﻀﻮﺭ ﯾﮏ ﻗﺎﺿﯽ ﻭ ﯾﮏ ﻣﺸﺎﻭﺭ ﺗﺸﮑﻴﻞ ﻣﯽﺷﻮﺩ. نظر ﻣﺸﺎﻭﺭ، ﻣﺸﻮﺭﺗﯽ ﺍﺳﺖ.

ﻣﺎﺩﻩ٢٢ـ ﺑﻨﺪﻫﺎی پ و ت ماده 302 ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﺯﯾﺮ ﺍﺻﻼﺡ ﻣﯽﺷﻮﺩ: پ ـ ﺟﺮﺍﺋﻢ ﻣﻮﺟﺐ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﻗﻄﻊ ﻋﻀﻮ ﯾﺎ ﺟﻨﺎﯾﺎﺕ ﻋﻤﺪی ﻋﻠﻴﻪ ﺗﻤﺎﻣﻴﺖ ﺟﺴﻤﺎﻧﯽ ﺑﺎ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﻧﺼﻒ ﺩﯾﻪﮐﺎﻣﻞ ﯾﺎ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺕ ـ ﺟﺮﺍﺋﻢ ﻣﻮﺟﺐ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﺗﻌﺰﯾﺮی ﺩﺭﺟﻪ ﺳﻪ ﻭ ﺑﺎﻻﺗﺮ.

ﻣﺎﺩﻩ23ـ ﻣﺎﺩﻩ 306 ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﺯﯾﺮ ﺍﺻﻼﺡ ﻭ ﯾﮏ ﺗﺒﺼﺮﻩ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﻟﺤﺎﻕ ﻣﯽﺷﻮﺩ: ﻣﺎﺩﻩ306ـ ﺑﻪ ﺟﺮﺍﺋﻢ ﻣﻨﺎﻓﯽﻋﻔﺖ ﺑﻪﻁﻮﺭ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ، ﺩﺭ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺻﺎﻟﺢ ﺭﺳﻴﺪﮔﯽ ﻣﯽﺷﻮﺩ.

ﺗﺒﺼﺮﻩ ـ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﺯ ﺟﺮﺍﺋﻢ ﻣﻨﺎﻓﯽ ﻋﻔﺖﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ، ﺟﺮﺍﺋﻢ ﺟﻨﺴﯽ ﺣﺪی، ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺟﺮﺍﺋﻢ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻧﺎﻣﺸﺮﻭﻉ ﺗﻌﺰﯾﺮی ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﻘﺒﻴﻞ ﻭ ﻣﻀﺎﺟﻌﻪﺍﺳﺖ.

ﻣﺎﺩﻩ24ـ ﺩﺭ ﻣﺎﺩﻩ 307 ﻗﺎﻧﻮﻥ، ﻋﺒﺎﺭﺕ «ﻣﺪﯾﺮﺍﻥ ﮐﻞ ﺍﻁﻼﻋﺎﺕ ﺍﺳﺘﺎﻧﻬﺎ» ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻋﺒﺎﺭﺕ «ﺣﺴﺐﻣﻮﺭﺩ» ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﯽﺷﻮﺩ.

ﻣﺎﺩﻩ25ـ ﻣﺎﺩﻩ 315 ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻭ ﺗﺒﺼﺮﻩﻫﺎی ﺁﻥ ﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﺯﯾﺮ ﺍﺻﻼﺡ ﻣﯽﺷﻮﺩ: ﻣﺎﺩﻩ315ـﺟﺮﺍﺋﻢ ﻣﺸﻤﻮﻝ ﺻﻼﺣﻴﺖ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﮐﻴﻔﺮی ﯾﮏ ﻭ ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﺭﺩیﮐﻪ ﺑﺎ ﺗﻌﺪﺩ ﻗﺎﺿﯽﺭﺳﻴﺪﮔﯽ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺍﮔﺮ ﺗﻮﺳﻂ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﺎﻟﻎ ﺯﯾﺮ ﻫﺠﺪﻩ ﺳﺎﻝ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻤﺴﯽ ﺍﺭﺗﮑﺎﺏ ﯾﺎﺑﺪ ﺩﺭ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﮐﻴﻔﺮی ﯾﮏ ﻭﯾﮋﻩ ﺭﺳﻴﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺟﺮﺍﺋﻢ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺭﺳﻴﺪﮔﯽ ﻭ ﻣﺘﻬﻢ ﺍﺯ ﮐﻠﻴﻪ ﺍﻣﺘﻴﺎﺯﺍﺗﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺍﻁﻔﺎﻝﻭ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﺑﻬﺮﻩﻣﻨﺪ ﻣﯽﮔﺮﺩﺩ.

ﺗﺒﺼﺮﻩ١ـ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻴﺎﺯ، ﺷﻌﺒﻪ ﯾﺎ ﺷﻌﺒﯽ ﺍﺯ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﮐﻴﻔﺮی ﯾﮏ ﺑﻪﻋﻨﻮﺍﻥ »ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﮐﻴﻔﺮی ﯾﮏ ﻭﯾﮋﻩ ﺭﺳﻴﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺟﺮﺍﺋﻢ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥ« ﺑﺮﺍی ﺭﺳﻴﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺟﺮﺍﺋﻢ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ ﺍﺧﺘﺼﺎﺹ ﻣﯽﯾﺎﺑﺪ. ﺗﺨﺼﺼﯽ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺐ، ﻣﺎﻧﻊ ﺍﺯ ﺍﺭﺟﺎﻉﺳﺎﯾﺮ ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﻴﺴﺖ.

ﺗﺒﺼﺮﻩ٢ـ ﺣﻀﻮﺭ ﻣﺸﺎﻭﺭﺍﻥ ﺑﺎ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻣﻘﺮﺭﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ، ﺑﺮﺍی ﺭﺳﻴﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺟﺮﺍﺋﻢ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﮐﻴﻔﺮی ﯾﮏ ﻭﯾﮋﻩ ﺭﺳﻴﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺟﺮﺍﺋﻢﺁﻧﺎﻥ ﺍﻟﺰﺍﻣﯽ ﺍﺳﺖ.

ﻣﺎﺩﻩ 26ـ ﺗﺒﺼﺮﻩ ﺯﯾﺮ ﺑﻪ ﻣﺎﺩﻩ 342 ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﻟﺤﺎﻕ ﻣﯽﮔﺮﺩﺩ: ﺗﺒﺼﺮﻩ ـ ﺩﺭﺩﻋﺎﻭی ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﻣﻄﺎﻟﺒﻪ ﺧﺴﺎﺭﺕ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﻣﺎﺩﻩ260 ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻭ ﻣﺎﺩﻩ30 ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻧﻈﺎﺭﺕ ﺑﺮﺭﻓﺘﺎﺭ ﻗﻀﺎﺕ ﻣﺼﻮﺏ17/7/1390ﻭ ﻣﻮﺍﺭﺩی ﮐﻪ ﺩﯾﻪ ﺍﺯ ﺑﻴﺖﺍﻟﻤﺎﻝ ﻣﻄﺎﻟﺒﻪ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﻣﻮﻅﻒ ﺍﺳﺖﺍﺯ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖﮐﻨﻨﺪﻩ ﺩﯾﻪ ﯾﺎ ﺧﺴﺎﺭﺕ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﻴﺖﺍﻟﻤﺎﻝ ﺑﺮﺍی ﺟﻠﺴﻪ ﺭﺳﻴﺪﮔﯽﺩﻋﻮﺕ ﻧﻤﺎﯾﺪ. ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﻣﺬﮐﻮﺭ ﺣﻖ ﺗﺠﺪﯾﺪﻧﻈﺮﺧﻮﺍﻫﯽﺍﺯ ﺭﺃی ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ.

ﻣﺎﺩﻩ27ـ ﻣﺎﺩﻩ 404 ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻭ ﺗﺒﺼﺮﻩ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﺯﯾﺮ ﺍﺻﻼﺡ ﻣﯽﺷﻮﺩ: ﻣﺎﺩﻩ4٠4ـ ﺍﻋﻀﺎی ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻋﻼﻡ ﺧﺘﻢ ﺭﺳﻴﺪﮔﯽ ﺑﺎﺍﺳﺘﻌﺎﻧﺖ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ، ﺗﮑﻴﻪ ﺑﺮ ﺷﺮﻑ ﻭ ﻭﺟﺪﺍﻥ ﻭ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﺤﺘﻮﯾﺎﺕ ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ، ﻣﺸﺎﻭﺭﻩﻣﯽﻧﻤﺎﯾﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺟﻠﺴﻪ ﻭ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﻋﺪﻡ ﺍﻣﮑﺎﻥ، ﺩﺭ ﺍﻭﻟﻴﻦ ﻓﺮﺻﺖ ﻭ ﺣﺪﺍﮐﺜﺮ ﻅﺮﻑ ﻣﺪﺕ ﯾﮏ ﻫﻔﺘﻪﻣﺒﺎﺩﺭﺕ ﺑﻪ ﺻﺪﻭﺭ ﺭﺃی ﻣﻴﮑﻨﻨﺪ. ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯽﮐﻪ ﺑﻴﻦ ﺍﻋﻀﺎی ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺍﺗﻔﺎﻕﻧﻈﺮ ﺣﺎﺻﻞ ﻧﺸﻮﺩ ﺭﺃی ﺍﮐﺜﺮﯾﺖﻣﻌﺘﺒﺮﺍﺳﺖ. ﺍﻧﺸﺎی ﺭﺃی ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﺭﺋﻴﺲ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺍﺳﺖ، ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﻭی ﺟﺰء ﺍﮐﺜﺮﯾﺖ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦﺻﻮﺭﺕ، ﻋﻀﻮی ﮐﻪ ﺟﺰء ﺍﮐﺜﺮﯾﺖ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺳﺎﺑﻘﻪ ﻗﻀﺎﺋﯽ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺩﺍﺭﺩ، ﺭﺃی ﺭﺍ ﺍﻧﺸﺎء ﻣﯽﮐﻨﺪ.ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕﺻﺪﻭﺭ ﺭﺃی ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺟﻠﺴﻪ، ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺟﻠﺴﻪ ﻋﻠﻨﯽ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺑﺎ ﺣﻀﻮﺭ ﻣﺘﻬﻢ ﯾﺎ ﻭﮐﻴﻞ ﺍﻭ ﻭ ﺩﺍﺩﺳﺘﺎﻥﯾﺎ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﻩ ﺍﻭ ﻭ ﺷﺎﮐﯽ ﺗﺸﮑﻴﻞ ﻭ ﺭﺃی ﺗﻮﺳﻂ ﻣﻨﺸﯽ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺑﺎ ﺻﺪﺍی ﺭﺳﺎ ﻗﺮﺍﺋﺖ ﻭ ﻣﻔﺎﺩ ﺁﻥ ﺗﻮﺳﻂﺭﺋﻴﺲ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﻣﺘﻬﻢ ﺗﻔﻬﻴﻢ ﻣﯽﺷﻮﺩ. ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺭﺃی ﺑﺮ ﺑﺮﺍﺋﺖ ﯾﺎ ﺗﻌﻠﻴﻖ ﺍﺟﺮﺍی ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﺘﻬﻢ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ، ﻓﻮﺭی ﺁﺯﺍﺩ ﻣﯽﺷﻮﺩ.

ﺗﺒﺼﺮﻩ ـ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺧﺘﻢ ﺭﺳﻴﺪﮔﯽ، ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﻧﻈﺮ ﺑﻪ ﺻﺪﻭﺭﺭﺃی ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺟﻠﺴﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺍﻋﻀﺎی ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺗﺎ ﺻﺪﻭﺭ ﺭﺃی ﻭ ﺍﻋﻼﻡ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺟﻠﺴﻪ ﻋﻠﻨﯽ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻣﺘﻔﺮﻕﺷﻮﻧﺪ. ﺍﯾﻦ ﺣﮑﻢ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻋﻀﺎی ﻫﻴﺄﺕ ﻣﻨﺼﻔﻪ ﻧﻴﺰ ﺟﺎﺭی ﺍﺳﺖ.

ﻣﺎﺩﻩ28ـ ﻣﺎﺩﻩ 425 ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺑﻪﺷﺮﺡ ﺯﯾﺮ ﺍﺻﻼﺡ ﻣﯽﺷﻮﺩ: ﻣﺎﺩﻩ425ـ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﺭﺩی ﮐﻪ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺑﺎ ﺗﻌﺪﺩ ﻗﺎﺿﯽ ﺗﺸﮑﻴﻞ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﻫﺮﮔﺎﻩﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﻋﻀﺎء ﺍﯾﺮﺍﺩ ﺭﺩ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺁﻥ ﻋﻀﻮ ﺍﺯ ﺭﺳﻴﺪﮔﯽ ﺍﻣﺘﻨﺎﻉ ﮐﻨﺪ، ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺑﺎ ﺣﻀﻮﺭﻋﻀﻮ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﮑﻤﻴﻞ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﻣﺒﺎﺩﺭﺕ ﺑﻪ ﺭﺳﻴﺪﮔﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺍﯾﺮﺍﺩ ﺭﺩ ﻣﻮﺭﺩ ﭘﺬﯾﺮﺵ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﮕﻴﺮﺩ،ﻫﻤﺎﻥﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺑﺪﻭﻥ ﺣﻀﻮﺭ ﻋﻀﻮِ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﯾﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﻭﻗﺖ ﺍﺩﺍﺭی ﺑﻪ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﺭﺳﻴﺪﮔﯽ ﻭ ﻗﺮﺍﺭ ﺭﺩ ﯾﺎ ﻗﺒﻮﻝﺍﯾﺮﺍﺩ ﺭﺍ ﺻﺎﺩﺭ ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺑﺎﻗﻴﻤﺎﻧﺪﻩ ﺍﻋﻀﺎی ﺷﻌﺒﻪ ﺩﺭ ﺍﮐﺜﺮﯾﺖ ﻧﺒﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏﺍﻋﻀﺎی ﻋﻠﯽﺍﻟﺒﺪﻝ ﻧﻴﺰ ﺑﺮﺍی ﺭﺳﻴﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﺩ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺭﺳﻴﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﺷﻌﺒﻪﺩﯾﻮﺍﻥﻋﺎﻟﯽ ﮐﺸﻮﺭ ﺑﻪﻋﻤﻞ ﻣﯽﺁﯾﺪ. ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺷﻌﺒﻪ ﺩﯾﻮﺍﻥ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﺭﺩ ﺭﺍ ﻭﺍﺭﺩ ﺑﺪﺍﻧﺪ، ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ ﺟﻬﺖﺭﺳﻴﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﻫﻢﻋﺮﺽ ﺍﺭﺟﺎﻉ ﻣﯽﺷﻮﺩ.

ﻣﺎﺩﻩ29ـ ﻣﺎﺩﻩ 426 ﻗﺎﻧﻮﻥ، ﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﺯﯾﺮ ﺍﺻﻼﺡ ﻣﯽﮔﺮﺩﺩ: ﻣﺎﺩﻩ426ـ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺗﺠﺪﯾﺪﻧﻈﺮ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﻣﺮﺟﻊ ﺻﺎﻟﺢ ﺑﺮﺍی ﺭﺳﻴﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﺗﺠﺪﯾﺪﻧﻈﺮ ﺍﺯ ﮐﻠﻴﻪﺁﺭﺍی ﻏﻴﺮﻗﻄﻌﯽ ﮐﻴﻔﺮی ﺍﺳﺖ، ﺟﺰ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﺭﺩی ﮐﻪ ﺩﺭ ﺻﻼﺣﻴﺖ ﺩﯾﻮﺍﻥﻋﺎﻟﯽ ﮐﺸﻮﺭ ﺑﺎﺷﺪ. ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺗﺠﺪﯾﺪﻧﻈﺮﺍﺳﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﺮﮐﺰ ﻫﺮ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﺗﺸﮑﻴﻞ ﻣﯽﺷﻮﺩ. ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺩﺍﺭﺍی ﺭﺋﻴﺲ ﻭ ﺩﻭ ﻣﺴﺘﺸﺎﺭ ﺍﺳﺖ، ﺩﺍﺩﮔﺎﻩﺗﺠﺪﯾﺪﻧﻈﺮ ﻭ ﺷﻌﺐ ﺩﯾﻮﺍﻥﻋﺎﻟﯽ ﮐﺸﻮﺭ ﺑﺎ ﺩﻭ ﻋﻀﻮ ﻧﻴﺰ ﺭﺳﻤﻴﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ.

ﻣﺎﺩﻩ30ـ ﻣﺎﺩﻩ 428 ﻗﺎﻧﻮﻥﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﺯﯾﺮ ﺍﺻﻼﺡ ﻭ ﯾﮏ ﺗﺒﺼﺮﻩ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﻟﺤﺎﻕ ﻣﯽﺷﻮﺩ: ﻣﺎﺩﻩ428- ﺁﺭﺍی ﺻﺎﺩﺭﻩ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺟﺮﺍﺋﻤﯽﮐﻪ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﺁﻧﻬﺎ ﺳﻠﺐ ﺣﻴﺎﺕ، ﻗﻄﻊ ﻋﻀﻮ، ﺣﺒﺲ ﺍﺑﺪ ﻭ ﯾﺎ ﺗﻌﺰﯾﺮ ﺩﺭﺟﻪ ﺳﻪ ﻭ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺳﺖﻭ ﺟﻨﺎﯾﺎﺕ ﻋﻤﺪی ﻋﻠﻴﻪ ﺗﻤﺎﻣﻴﺖ ﺟﺴﻤﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﺩﯾﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﺼﻒ ﺩﯾﻪ ﮐﺎﻣﻞ ﯾﺎ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﺳﺖﻭ ﺁﺭﺍی ﺻﺎﺩﺭﻩ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺟﺮﺍﺋﻢ ﺳﻴﺎﺳﯽ ﻭ ﻣﻄﺒﻮﻋﺎﺗﯽ، ﻗﺎﺑﻞ ﻓﺮﺟﺎﻡﺧﻮﺍﻫﯽ ﺩﺭ ﺩﯾﻮﺍﻥ ﻋﺎﻟﯽ ﮐﺸﻮﺭ ﺍﺳﺖ.

ﺗﺒﺼﺮﻩ ـ ﺍﺟـﺮﺍی ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ ﻣﺎﻧﻊ ﺍﺯ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺳﺎﯾﺮ ﻭﻅﺎﯾﻒ ﻧﻈﺎﺭﺗﯽ ﺩﯾﻮﺍﻥﻋﺎﻟﯽ ﮐﺸﻮﺭ ﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﻣﻘﺮﺭﺩﺭ ﺍﺻﻞ ﯾﮑﺼﺪ ﻭ ﺷﺼﺖ ﻭ ﯾﮑﻢ 161 ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﺳﺎﺳﯽ ﻧﻤﯽﺑﺎﺷﺪ.

ﻣﺎﺩﻩ 31ـ ﺑﻨﺪ ث ﻣﺎﺩﻩ 450 ﻗﺎﻧﻮﻥﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﺯﯾﺮ ﺍﺻﻼﺡ ﻣﯽﺷﻮﺩ: ﺙ ـ ﺩﺭ ﻏﻴﺮ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﻣﺬﮐﻮﺭ ﺩﺭ ﺑﻨﺪﻫﺎی ﻓﻮﻕ، ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺟﺮﻡ ﺍﺯ ﺟﺮﺍﺋﻢﻣﺴﺘﻮﺟﺐ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕﻫﺎیﺣﺪﻭﺩ، ﻗﺼﺎﺹ ﻭ ﺟﺮﺍﺋﻢ ﻏﻴﺮﻋﻤﺪی ﻣﺴﺘﻮﺟﺐ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﻧﺼﻒ ﺩﯾﻪ ﻭ ﯾﺎ ﺟﺮﺍﺋﻢ ﺗﻌﺰﯾﺮی ﺩﺭﺟﻪ ﭼﻬﺎﺭ ﻭ ﭘﻨﺞ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪﻁﻮﺭ ﻣﻄﻠﻖ ﻭ ﺩﺭ ﺟﺮﺍﺋﻢ ﺗﻌﺰﯾﺮی ﺩﺭﺟﻪ ﺷﺶ ﻭ ﻫﻔﺖ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﺤﮑﻮﻣﻴﺖﺑﻪ ﺣﺒﺲ ﻭ ﺩﺭ ﺳﺎﯾﺮ ﺟﺮﺍﺋﻢ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﺍﻗﺘﻀﺎء، ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺗﺠﺪﯾﺪﻧﻈﺮ ﺑﺎ ﺻﺪﻭﺭ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻭﻗﺖ ﺭﺳﻴﺪﮔﯽ، ﻁﺮﻓﻴﻦ ﻭ ﺍﺷﺨﺎﺻﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺣﻀﻮﺭﺷﺎﻥ ﺿﺮﻭﺭی ﺍﺳﺖ ﺍﺣﻀﺎﺭ ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﻁﺮﻓﻴﻦ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺷﺨﺼﺎً ﺣﺎﺿﺮ ﺷﻮﻧﺪﯾﺎ ﻭﮐﻴﻞ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﺩﺭ ﻫﺮﺣﺎﻝ ﻋﺪﻡ ﺣﻀﻮﺭ ﯾﺎ ﻋﺪﻡ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻭﮐﻴﻞ ﻣﺎﻧﻊ ﺍﺯ ﺭﺳﻴﺪﮔﯽ ﻧﻴﺴﺖ.

ﻣﺎﺩﻩ32ـ ﻣﺎﺩﻩ 463 ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﺯﯾﺮ ﺍﺻﻼﺡ ﻣﯽﺷﻮﺩ: ﻣﺎﺩﻩ463ـ ﺩﯾﻮﺍﻥﻋﺎﻟﯽ ﮐﺸﻮﺭ ﺑﻪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﻻﺯﻡ، ﻋﻀﻮﻣﻌﺎﻭﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﻭﻅﺎﯾﻒ ﻣﺴﺘﺸﺎﺭ ﯾﺎ ﺭﺋﻴﺲ ﺭﺍ ﺑﺮﻋﻬﺪﻩ ﮔﻴﺮﻧﺪ.

ﻣﺎﺩﻩ33ـ ﺑﻪ ﺍﻧﺘﻬﺎی ﺑﻨﺪ پ ﻣﺎﺩﻩ 470 ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺯﯾﺮ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﯽﮔﺮﺩﺩ: «ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯽﮐﻪ ﻫﻴﺄﺕ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ ﺭﺍ ﺑﻪﻋﻠﺖ ﻧﻘﺺ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎﺕ ﻗﺎﺑﻞ ﺭﺳﻴﺪﮔﯽ ﻧﺪﺍﻧﺪ ﺑﺎ ﺫﮐﺮ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﻧﻘﺺ، ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﻌﺒﻪ ﺩﯾﻮﺍﻥﻋﺎﻟﯽﮐﺸﻮﺭ ﺍﻋﺎﺩﻩ ﻣﯽﻧﻤﺎﯾﺪ. ﺷﻌﺒﻪ ﺩﯾﻮﺍﻥ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﻗﺴﻤﺖ 2 ﺑﻨﺪ ب ﻣﺎﺩﻩ 496 ﺍﻗﺪﺍﻡ ﻣﯽﮐﻨﺪ.»

ﻣﺎﺩﻩ34ـ ﺩﺭ ﺗﺒﺼﺮﻩ ﻣﺎﺩﻩ 478 ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻋﺒﺎﺭﺕ «ﻣﺠﺎﺯﺍﺕﻫﺎی ﺑﺪﻧﯽ» ﻋﺒﺎﺭﺕ «ﯾﺎ ﻗﻠﻊ ﻭ ﻗﻤﻊ ﺑﻨﺎ» ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﯽﮔﺮﺩﺩ.

ﻣﺎﺩﻩ35ـ ﺩﺭ ﻣﺎﺩﻩ 484 ﻗﺎﻧﻮﻥ ﮐﻠﻤﻪ «ﺩﺍﺩﺳﺮﺍ» ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﻋﺒﺎﺭﺕ «ﺩﺍﺩﺳﺮﺍی ﻋﻤﻮﻣﯽ» ﻣﯽﺷﻮﺩ.

ﻣﺎﺩﻩ36ـ ﺗﺒﺼﺮﻩ ﻣﺎﺩﻩ 552 ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﺯﯾﺮ ﺍﺻﻼﺡ ﻣﯽﺷﻮﺩ: ﺗﺒﺼﺮﻩ ـ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﻋﺪﻡﭘﺬﯾﺮﺵ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﺍﺯ ﺳﻮی ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ، ﻗﺎﺿﯽ ﺍﺟﺮﺍی ﺍﺣﮑﺎﻡ ﮐﻴﻔﺮی ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﻫﺮ ﺩﻭ ﻣﺎﻩ ﯾﮏﺑﺎﺭ ﻣﺠﺪﺩﺍً ﺍﺟﺮﺍی ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﻧﻤﺎﯾﺪ.

ﻣﺎﺩﻩ37ـ ﻋﺒﺎﺭﺕ «ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﻣﺤﮑﻮﻡٌﺑﻪ ﺍﺯ ﻣﺴﺘﺜﻨﻴﺎﺕﺩﯾﻦ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﯾﺎ ﺑﻪ ﻣﻴﺰﺍﻧﯽ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺧﺮﻭﺝ ﻣﺤﮑﻮﻡٌﻟﻪ ﺍﺯ ﺍﻋﺴﺎﺭ ﮔﺮﺩﺩ.» ﺍﺯ ﺍﻧﺘﻬﺎی ﻣﺎﺩﻩ 559 ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺣﺬﻑ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻧﺘﻬﺎی ﺗﺒﺼﺮﻩ ﺁﻥ ﻣﺎﺩﻩ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﯽﮔﺮﺩﺩ.

ﻣﺎﺩﻩ38ـ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﺯ ﺗﺎﺭﯾﺦ 1/4/1394 ﻻﺯﻡﺍﻻﺟﺮﺍء ﺍﺳﺖ. ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻓﻮﻕ ﻣﺸﺘﻤﻞ ﺑﺮ ﺳﯽ ﻭ ﻫﺸﺖ ﻣﺎﺩﻩ ﺩﺭ ﺟﻠﺴﻪ ﻣﻮﺭﺥ 24/3/1394 ﮐﻤﻴﺴﻴﻮﻥ ﻗﻀﺎﺋﯽ ﻭ ﺣﻘﻮﻗﯽ ﻣﺠﻠﺲ ﺷﻮﺭﺍی ﺍﺳﻼﻣﯽ ﻁﺒﻖ ﺍﺻﻞ ﻫﺸﺘﺎﺩ ﻭ ﭘﻨﺠﻢ 85 ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﺳﺎﺳﯽ ﺗﺼﻮﯾﺐﮔﺮﺩﯾﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﺦ 27/3/1394ﺑﻪ ﺗﺄﯾﻴﺪ ﺷﻮﺭﺍی ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺭﺳﻴﺪ. ﯾﺎﺩﺁﻭﺭی ﻣﯽﮔﺮﺩﺩ ﻣﺪﺕ ﺍﺟﺮﺍی ﺁﺯﻣﺎﯾﺸﯽ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺑﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺗﺒﺼﺮﻩ 3 ﻣﺎﺩﻩ 167 ﺁﯾﻴﻦﻧﺎﻣﻪ ﺩﺍﺧﻠﯽ ﻣﺠﻠﺲ ﺷﻮﺭﺍی ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺗﺎﺑﻊﻣﺪﺕ ﺍﺟﺮﺍی ﺁﺯﻣﺎﯾﺸﯽ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺁﯾﻴﻦﺩﺍﺩﺭﺳﯽ ﮐﻴﻔﺮی ﻣﺼﻮﺏ 4/12/1392ﮐﻤﻴﺴﻴﻮﻥ ﻗﻀﺎﺋﯽ ﻭ ﺣﻘﻮﻗﯽ ﻣﺠﻠﺲﺷﻮﺭﺍی ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺍﺳﺖ.